سفارش تبلیغ
صبا ویژن

این وبلاگ در ستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی به آدرس www.samandehi.ir ثبت شده است .

تبیین جایگاه محوری زن در تعالی اعضای خانواده
نظرات ()

تبیین جایگاه محوری زن در تعالی اعضای خانواده
زن و ایفای سه نقش خانوادگی

زن مسلمان در خانواده می‌تواند در چهار جایگاه مختلف، ایفای نقش کند. نقش‌های دختری،خواهری، همسری و مادری. بنابراین ضروری‌ترین امر برای زنان جهت تأثیر‌گذاری بر خانواده، آشنایی با اهمیت این نقش‌ها و کارکردهای هر یک از آن‌هاست.

خبرگزاری فارس: زن و ایفای سه نقش خانوادگی
زن و مرد دو موجود متفاوت و نیازمند تکامل و مکمل یکدیگرند. خانواده بهترین محل پیوند زن و مرد و بیشترین زمینه ساز کمال آن دو است. در فرهنگ اسلامی، برخلاف مسیحیت تحریف شده که تجرّد را مقدم بر ازدواج و ازدواج را تنها به عنوان راهی برای فرار از بدکاری به رسمیت می شناسد،(1) ازدواج پیوندی الهی و بهترین نهاد سازنده ی اجتماعی به حساب می آید.

اهمیت پرداختن به موضوع «زن و خانواده» ریشه در اهمیت نهاد خانواده دارد. نهاد مقدس خانواده، رکن بنیادین اجتماع بشری و محمل فرهنگ های گوناگون است. اولین شرط داشتن جامعه ای سالم و پویا، سلامت و پایداری خانواده است. بدون خانواده، نه تنها هویت انسانی بشر نابود می شود، بلکه همه ی تلاش های فردی و اجتماعی نیز بی ثمر و نافرجام خواهد ماند.

وقتی که صحبت از نیروی انسانی است، باید توجه کنیم که نصف جمعیت کشور و نیمی از نیروی انسانی، بانوان کشورند. اگر بینش غلطی در مورد زن وجود داشته باشد، بازسازی به معنای حقیقی و در سطح وسیع آن، شدنی نیست.

هم خودِ بانوان کشور باید نسبت به موضوع زن از نظر اسلام، دارای آگاهی کافی و لازم باشند تا بتوانند با اتکا به نظر والای اسلام، از حقوق خود به طور کامل دفاع کنند و هم کل افراد جامعه و مردان در کشور اسلامی باید بدانند که نظر اسلام در مورد زن، حضور زنان در عرصه های گوناگون زندگی، نقش زن در خانواده و نقش زن در بیرون از خانواده چیست.

تعریف خانواده

تعریف خانواده در طول زمان با تغییراتی همراه بوده است. برخی خانواده را گروهی از افراد می دانند که از راه خون، زناشویی و یا فرزندپروری با یکدیگر ارتباط می یابند و طی یک دوره ی زمانی نامشخص، با هم زندگی می کنند.(2)

آنتونی گیدنز خانواده را گروهی از افراد می داند که با ارتباطات خویشاوندی مستقیماً پیوند یافته و اعضای بزرگسال آن مسئولیت مراقبت از کودکان را بر عهده دارند. پیوندهای خویشاوندی ارتباطات میان افراد است که یا از طریق ازدواج برقرار شده، یا از طریق تبار است که خویشاوندان خونی را با یکدیگر مرتبط می سازد.(3)

خانواده در اسلام

خانواده اساس اجتماع است و در فرهنگ اسلامی احترام و منزلت بسیاری دارد. این واحد، حاصل پیوند طبیعی ازدواج میان دو ناهمجنس است. در اسلام، ازدواج پیوندی الهی و بهترین نهاد سازنده ی اجتماع محسوب می شود. لذا در آموزه های دینی تصریح شده است که «از نشانه‏هاى او اینکه از خودتان همسرانى براى شما آفرید تا در کنار آن ها آرام گیرید و میانتان دوستى و مهربانی نهاد.»(4)

«در اسلام هیچ بنیانی در نزد خداوند، دوست داشتنی تر از ازدواج نیست.»(5) خانواده طبیعی ترین واحد تولیدمثل و فراگیرترین واحد اجتماعی است که نیروی انسانی جامعه را فراهم می آورد. بنابراین سلامت همه جانبه ی اعضا (به ویژه فرزندان) در سلامت اجتماعی تأثیر دارد.

از نظر برخی انسان شناسان، خانواده واحدی است که افراد در آن با هم ارتباط عاطفی دارند، سرپناهی است که نگه دار آدمی است و هنگامی که افراد پراکنده اند، آنان را زیر بال و پر شبکه همبستگی و همیاری خود می گیرد.(6) خانواده ی سالم دارای کارکردهای فراوانی در رشد و ارتقای اعضا و پویایی جامعه است که در ادامه به برخی از آن ها اشاره می شود:

1. کارکردهای جسمی و روانی

خانواده ی بهنجار بهترین الگو برای حفظ سلامت جسمانی افراد و رسیدن به شاخص های سلامت است. در آغاز، زن و مرد، با قرار دادن قوای شهوانی و عاطفی خود در مسیر قانونی روابط زناشویی، به سلامت جسمی و روانی می رسند.

در مرحله ی بعد و با پیدا شدن فرزندان، والدین با نخستین واکنش های رضامندانه و آگاهانه در نوزادانشان، پاداش عاطفی و روانی بزرگی را از سوی آنان دریافت می کنند و خود نیز همواره از نظر روانی به آنان یاری می رسانند. تنها در خانواده است که هر انسان برای نخستین بار می تواند احساس  کند که دوست داشته می شود و این مسئله در رشد عاطفی و روانی هر کس سهمی به سزا دارد.(7)

2. کارکردهای جنسی

ارضای صحیح قوای جنسی در خانواده، علاوه بر اینکه زمینه ساز سلامت جسمی و روانی است، مانع از تهدید سلامت اجتماعی و موجب مصونیت اخلاقی جامعه می شود. در جامعه ای که این کارکرد خانواده به درستی انجام نشود، آمار خشونت های جنسی، تجاوز و... فراوان تر است.(8)

3. کارکرد تربیتی و جامعه پذیری

خانواده نخستین مکان برای یادگیری آغازین دانش هاست. نخستین دانش ها مانند سنگ نوشته هایی هستند که همواره پایدارند. خانواده از نظر بسیاری از پژوهشگران انتقال دهنده ی اصلی دانش، ارزش ها، نگرش ها، نقش ها و عادا ت یک نسل است. دختر و پسر پس از ازدواج، نخستین اختلاف سلیقه های جدی را در روابط زناشویی تجربه می کنند.

در همین مواقع تحمل، مدارا و بردباری را نیز  می آموزند و در صورت مدیریت درست عواطف خویش، از همین مسیر کامل تر می شوند. فرزندان نیز مسیر جامعه پذیری شان را از خانواده آغاز می کنند. خانواده، با آموزش های غیررسمی خود، می تواند دانسته های مذهبی، رفتار مذهبی، اصول اخلاقی و شکل دهی به روابط اجتماعی را به فرزندان خود بیاموزد.(9)

در خانواده، سه دسته انسان اصلاح می شوند؛ یکی مردها، که پدران این خانواده اند؛ یکی زن ها، که مادران خانواده هستند و دیگری فرزندان که نسل بعدی این جامعه هستند. اگر خانواده در جامعه ای نباشد، همه ی تربیت های بشری و همه ی نیازهای روحی انسان ها ناکام خواهد ماند، زیرا طبیعت و ساخت بشری به گونه ای است که جز در محیط خانواده و در آغوش پدر و مادر، آن تربیت سالم و بی عیب و عقده و آن بالندگی لازم روحی پیدا نخواهد شد.(10)

4. کارکرد انسان سازی

یکی از مهم ترین علل تأکید اسلام بر تشکیل خانواده، بعد انسان سازی این امر مهم است. محیط خانواده مکتب بسیار ارزنده و سازنده ای است، به طوری که منشأ بسیاری از صفات خداپسندانه است. در صورتی که انسان متوجه این امر باشد و از فرصت استفاده کند، می تواند هم خودسازی کند و هم دیگران را تربیت نماید.(11)

.5 کارکرد پایه گذاری اجتماع و حفظ آن

در کنار این ها، باید یادآور شد که خانواده، مناسب ترین گزینه برای پایه گذاری بنیان اجتماع است. هسته های اولیه ی اجتماع، چنانچه در محملی غیر از خانواده پایه گذاری شود، هسته هایی سست و لرزان خواهند بود. از طرف دیگر، خانواده در حفظ و گسترش قدرت ملی نقش مؤثری ایفا می کند و تباهی خانواده ها انحطاط ملت را به دنبال می آورد.(12)

مؤلفه های خانواده ی نمونه و موفق

در اسلام، برای تشکیل خانواده استانداردهایی معرفی شده است. هرقدر ارکان تشکیل دهنده ی خانواده با آن استانداردها منطبق باشند، به همان مقدار از شایستگی و برتری برخوردار خواهند بود. با توجه به آیات متعدد قرآن کریم از جمله آیه ی 21 سوره ی روم، می توان سه مورد از مهم ترین مؤلفه های موفقیت و نشاط خانواده را برشمرد:

محل آرامش: خانواده ای موفق است که محل آرامش برای افراد خانه باشد. اسلام خانواده را مظهر انس، الفت و آرامش مرد و زن می داند که هر کدام با توجه به حدود وظایف خویش، نقش خاصی را در جهت اعتلای خانواده دارند. از نظر اسلام، خانواده یک رکن بزرگ است.

محیط امنی است که در آن چه فرزندان و چه خود پدر و مادر می توانند روح و فکر و ذهن خود را در این محیط امن و قابل اعتماد سالم نگه دارند و رشد بدهند. وقتی خانواده سست شد، نسل هایی که پشت سر هم می آیند، بی حفاظ اند. انسان برای تربیت و هدایت و تعالی و کمال است و این جز در محیط امن خانواده محقق نمی شود.(13)

مودّت: ویژگی دیگری که می توان برای خانواده ی نمونه و موفق برشمرد مودّت بین اعضای خانواده است. منظور از مودّت، دوست داشتن همراه با خیرخواهی است. «کلمه ی مودّت تقریباً به معناى محبتى است که اثرش در مقام عمل ظاهر باشد، در نتیجه نسبت مودّت به محبت نسبت خضوع است به خشوع، چون خضوع آن خشوعى را گویند که در مقام عمل اثرش هویدا شود...»(14)

رحمت: عنصر بسیار مؤثر و سازنده در اعتلای خانواده، مهربانی و رحمت بین اعضای خانواده است. «رحمت، به معناى نوعى تأثیر نفسانى است که از مشاهده ی محرومیت محرومى که کمالى را ندارد و محتاج به رفع نقص است، در دل پدید مى آید و صاحب دل را وادار مى کند به اینکه در مقام برآید و او را از محرومیت نجات دهد و نقصش را رفع کند.

یکى از روشن ترین جلوه گاه ها و موارد خودنمایى مودّت و رحمت، جامعه ی کوچک خانواده است، چون زن و شوهر در محبت و مودّت ملازم یکدیگرند و این دو با هم و مخصوصاً زن، فرزندان کوچک تر را رحم مى کنند، چون در آن ها ضعف و عجز مشاهده مى کنند و مى بینند که طفل صغیرشان نمى تواند حوائج ضرورى زندگى خود را تأمین کند، لذا آن محبت و مودّت وادارشان مى کند به اینکه در حفظ، حراست و تغذیه، لباس، منزل، و تربیت او بکوشند و اگر این رحمت نبود، نسل به کلى منقطع مى شد و هرگز نوع بشر دوام نمى یافت.»(15)

بنا بر آنچه گفته شد، درمی یابیم که از طریق روابطی که درون خانواده وجود دارد و در نتیجه ی حقوق و تکالیف آنان می توان معیارهای «الگو» بودن و «نمونه» بودن یک خانواده را به دست آورد. خانواده ای «الگو» و «نمونه» است که در آن حقوق همه ی اعضای آن استیفا شده و تکالیف آنان نیز انجام داده شده باشد؛ اما در بین اعضای خانواده، زنان به واسطه ی نقش های کلیدی و ویژگی های خاص زنانه شان، از جایگاه ریشه ای و تأثیرگذاری در خانواده برخوردارند؛ ویژگی هایی چون: قوای معنوی و تأثیرگذاری، عفت، حیا، صبر و... بر پایه ی  این ویژگی ها، به بررسی نقش هایی که زن مسلمان می تواند در کانون خانواده ایفا نماید، می پردازیم.

زن در بُعد خانوادگی، دارای نقش ها و کارکردهای گوناگونی است. یک خانواده ی کامل از سه رکن پدر، مادر و فرزند تشکیل یافته است. بنابراین زن در خانواده می تواند دارای این چهار نقش باشد: نقش دختری، نقش خواهری، نقش همسری و نقش مادری.

زن در نقش دختری

بررسی متون روایی نیز بیانگر ارزشمندی دختران از دیدگاه اسلام است. همچنان که در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) آمده است: «از میمنت و خوش قدمی یک زن این است که اولین فرزندش دختر باشد»(16) و نیز آمده است: «دختران، بهترین فرزندان شما هستند.»(17)

در ساختار تربیتی اسلام، هویت بخشی به شخصیت دختر متفاوت با پسر است. در زمینه ی علاقه به مذهب، اخلاق و رعایت دستورات الهی، دختران موفق ترند. در واقع، تربیت مذهبی در دختران نافذتر است.(18) بنابراین دختران از نظر امور عاطفی و تربیتی باید بیشتر مورد توجه قرار گیرند؛ چرا که عامل انتقال معنویات، خلقیات و روحیات به سبب آن هاست.

بر همین اساس، پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «پدر و مادری که دختری داشته باشند، پس به او آداب بیاموزند و تربیت و ادب او را نیکو گردانند و نیز به او دانش بیاموزند و علم و دانش او را نیکو سازند و از نعمت هایی که خدا بر آنان فرو باریده به وفور در اختیار او قرار دهند، آن دختر مانع از آتش و عذاب الهی برای آنان خواهد شد.»(19)

در کنار همه ی ویژگی های یک زن در جایگاه «دختری»، باید وظایفی که هر فردی، اعم از زن و مرد، نسبت به پدر و مادر خود دارد، نیز مورد توجه قرار گیرد؛ چرا که این امر، در اسلام بسیار مورد تأکید قرار گرفته و رعایت شأن و منزلت و حقوق والدین و ادای حق آن ها به انسان ها بسیار سفارش شده است.

زن در نقش خواهری

نقش خواهری دومین نقشی است که یک زن می تواند در چارچوب خانواده ایفا نماید. «خواهری»، همانند سایر نقش های خلقتی زن، جایگاه مشخص و تعریف شده ای دارد و به هیچ وجه قابل جایگزینی نیست. «خواهر بودن» نقش تعادل بخش، سرشار از معرفت، بخشش، رحمت، سربلندی و شایستگی است.

نقشی روح بخش و لطیف با ظرافت ها و لطافت های خاص خود، که چون از جنس گرایش های سیرتی و معنوی است و از فطرت پاک انسانی سرچشمه می گیرد، زیباشناسانه و زیباپسندانه است. در تاریخ اسلام، نمونه های والا و ارزشمندی از نقش خواهری قابل توجه و بررسی است که در اینجا به ذکر چند مورد اکتفا می گردد.

یکی از بانوان نمونه ی قرآنی که در نقش خواهری بسیار تأثیرگذار بود، خواهر حضرت موسی (ع) است. وی یکی از افراد تأثیرگذار در زندگی این پیامبر بزرگوار بود و با درایت و زیرکی توانست نقشی سازنده در هدایت زندگی حضرت موسی (ع) به سمتی که خواست خداوند بود، ایفا کرد.(20)

نمونه والای دیگری از «خواهری کردن»، در زندگی و شخصیت حضرت زینب (س) تجلی یافت. زینب (س) از ارکان مهم کاروان امام حسین (ع) در کربلا بود و در سرپرستی و اداره ی کاروانیان سهمی مهم به عهده داشت. او در تمام حرکت ها و صحنه های غم انگیز و با شکوهی که در این مسیر بروز کرد، حضور داشت و در تمام سختی ها، رنج ها و مصیبت ها خود را با برادرش حسین (ع) سهیم و شریک می دانست و برای او یاوری همراه، همدل و غمخوار بود.

زینب کبری (س) هم مانند مادرش فاطمه ی زهرا (س) وقتی احساس کرد مسئولیت بزرگ جهاد در راه دین و مبارزه با بی دینان به دوشش آمده است و در این راه باید از مال و شوهر و فرزند بگذرد؛ حتی اگر لازم شود از دادن جان نیز دریغ نکند، با کمال شهامت و فداکاری از خانه و شوهر و زندگی دست کشید و فرزندان خود را نیز برای مقابله با دشمنان اسلام به همراه برد و در همه جا، یاری مهربان و دلسوز برای برادرش (ولی زمانش) بود.

الگوی دیگری از «خواهری» را می توان در شخصیت حضرت معصومه (س) یافت. امام رضا (ع) خواهران زیادی داشت، ولی در میان همه ی آن ها، حضرت معصومه (س) با ابعادی متفاوت، سفری را در پیش گرفت که همان ویژگی سفر حضرت زینب (س) را دربرداشت.

در آن روزگار، که ظلم و خفقان دستگاه بنی عباس در همه جا سایه افکنده بود، حضرت فاطمه معصومه (س) با تأسی به عمه ی بزرگوارش حضرت زینب (س) در مقابل تهدید و فشارهای حکومت علیه خاندان عصمت (ع)، علاوه بر فعالیت های علمی و روایی و بیان احادیث درباره ی غدیرخم، ولایت و امامت، در حرکتی سیاسی اجتماعی همراه برادران خویش به عرصه ی مبارزه وارد شد و «هجرت» را به عنوان عامل اعتراض به وضعیت موجود برگزید.»(21)

نمونه ی برجسته ی دیگری از نقش خواهری، که در تاریخ اسلام می درخشد، خواهر امام هادی (ع) است. «حکیمه خاتون» از جانب برادرشان مأموریت راهنمایی و تربیت «نرجس خاتون» مادر امام زمان (عج) را به عهده داشتند.

وی تنها فردی از خاندان امام هادی (ع) بود که توفیق و شایستگی تعلیم دادن نرجس خاتون را داشت. شخصیتی که بتواند همسر امام و مادر عصاره ی خلقت شود و این نشانگر تبحر و توانایی این بانوی فرزانه در شناخت دین است. همچنین ایشان تنها زنی بود که در شب نیمه ی شعبان در کنار بستر حضرت نرگس حضور داشت و توفیق قابلگی امام زمان را داشت.(22)

زن در نقش همسری

سومین نقشی که زن می تواند ایفا کند، نقش همسری است که در فرهنگ اسلامی جایگاه ویژه ای دارد. در روایت های اسلامی «حسن تبعّل» (خوب شوهرداری کردن) در حد جهاد در راه خدا ارزشمند است.(23) از سوی دیگر، به مردان درباره ی همسرداری بسیار سفارش شده است؛ از جمله آنکه: «هر کس دوست دارد خداوند را پاک دیدار کند، باید همسردار باشد.»(24) در اینجا به برخی از مهم ترین شاخص های مثبت همسری در متون دینی اشاره خواهد شد:

الگوی دینی همسری آن است که همه ی کارکردهای مورد انتظار از زوجیت در آن دیده شود. در این الگو مهارت های ارتباطی اهمیت دارند. اساس ماهیت زوجیت، پیوند و ارتباط است. بنابراین هر آنچه ارتباط زن و شوهر را تعمیق کند در این الگو وجود دارد و هر آنچه به این ارتباط آسیب می رساند در آن دیده نمی شود. مهارت کلامی در این زمینه نقش مهمی دارد و گفت وگوهای زن و شوهر باید به غنی سازی فضای انس و الفت کمک کند. در این الگو، زن و شوهر لباس یکدیگرند. این استعار به عیب پوشی و کمک به یکدیگر در رفع نیازهای غریزی و جنسی بازمی گردد.(25)

قدردانی، محبت و تمکین، سه اصل اخلاقی علمی مهم اند که در الگوی همسری، به ویژه از سوی زنان، در تحکیم رابطه ی زوجیت مؤثرند. این سه اصل هم در سطح گفتار و هم در سطح کردار باید دیده شود تا تأثیری دوچندان داشته باشد.

در کنار آگاهی از وظایف حقوقی، عملکرد نیکوی اخلاقی بهترین نوع رفتار همسری است. این مسئله موجب می شود که امور خانواده و زوجیت بیشتر بر مبنای توافق و رضایت دو طرف پیش رود تا مرزبندی های حقوقی. اصل حسن معاشرت و معاضدت، اصل عامی است که به حکم قرآن همه ی این رفتار را پوشش می دهد.(26)

زن در نقش مادری

یکی از مهم ترین، سازنده ترین و ارزشمندترین نقش هایی که زن می تواند ایفا کند، نقش مادری است. در آموزه های دینی، مادری یک ارزش به شمار می آید که به دلیل ویژگی های زیستی و روانی، بر عهده ی زنان نهاده شده است. نقش مادری تنها در وضع حمل و شیر دادن خلاصه نمی شود، بلکه یک سلسله مسئولیت-های پرورشی و تربیتی بر عهده ی مادر گذاشته شده است که ثمره ی آن در هدایت کل جامعه ی بشری خود را نمایان می کند.

همان گونه که لقمه و غذا و شیر مادر در تربیت فرزند تأثیر مستقیم دارد، اندیشه و تربیت و رفتار مادر نیز در روح فرزند تأثیرات غیرقابل انکاری دارد که مسئولیت زنان را در این بُعد بسیار والا و بزرگ می نماید. به این سبب، برای زحمات مادر، پاداش های عظیمی همانند ثواب جهاد و شهادت قرار داده شده است.(27) در حقیقت، مادر است که فرهنگ، معرفت، تمدن و ویژگی های اخلاقی یک قوم و جامعه را با جسم، روح و اخلاق و رفتار خود، دانسته و ندانسته به فرزند منتقل می کند.

یکی از مهم ترین وظایفی که در داخل خانه و خانواده به عهده ی زنان است، مسئله ی تربیت فرزند است. زنانی که به خاطر فعالیت های خارج از خانواده، از آوردن فرزند خودداری می کنند، برخلاف طبیعت بشری و زنانه ی خود اقدام می کنند؛ خداوند به این راضی نیست.

کسانی که فرزند و تربیت فرزند و شیر دادن به بچه و در آغوش مهر و عطوفت بزرگ کردن فرزند را برای کارهایی که خیلی هم متوقف به وجود آن ها نیست، رها می-کنند؛ دچار اشتباه شده اند. بهترین روش تربیت فرزند انسان، این است که در آغوش مادر و با استفاده از مهر و محبت او پرورش پیدا کند. زنانی که فرزند خود را از چنین موهبت الهی محروم می کنند، اشتباه می کنند. هم به ضرر فرزندشان و هم به ضرر خودشان و هم به ضرر جامعه اقدام کرده اند؛ اسلام این را اجازه نمی-دهد.(28)

نتیجه گیری

بنابر آنچه گفته شد، خانواده ی نمونه و موفق، خانواده ای است که محل امن و آرامش برای اعضای بوده و مودت و رحمت بر آن حاکم باشد. لذا برای استحکام این ویژگی ها در خانواده باید بنای آن بر پایه های ایمانی و تربیت دینی استوار گردد و اخلاق کریمانه و مسئولیت پذیری بر خانواده حاکم شود.

برای تحقق یک خانواده ی موفق و نمونه، همه ی اعضا باید به حقوق و تکالیف خود پایبند باشند. بنابراین، خانواده ای «الگو» و «نمونه» است که در آن حقوق همه ی اعضا استیفا شده و تکالیف آنان نیز انجام داده شده باشد. با بررسی نقش هایی که زنان در خانواده ایفا می کنند، می بینیم که دامنه ی تأثیرگذاری آن ها در کل روابط خانوادگی بسیار زیاد است و این امر در موفقیت و اعتلای خانواده بسیار مؤثر و سازنده است.

زن مسلمان در خانواده می تواند در چهار موقعیت و جایگاه مختلف، ایفای نقش کند و تأثیرگذار باشد. نقش-های دختری، خواهری، همسری و مادری. بنابراین ضروری است که زن مسلمان به جایگاه خود و نقش هایی که می تواند در حوزه ی روابط خانوادگی ایفا کند، آگاهی داشته باشد تا با علم به این موضوع بتواند در جهت سامان دادن به خانواده و روابط خانوادگی حاکم بر آن تأثیرگذار و سازنده باشد. همچنین نهادهای گوناگون اجتماعی، خصوصاً نهادهای آموزشی و فرهنگی، باید در جهت آگاهی دادن به زنان جامعه و تبیین اهمیت نقش زنان در خانواده عمل کنند.

در این راستا، رسانه ها خصوصاً رسانه های دیداری چون سیما و سینما به واسطه ی تأثیرگذاری بیشتری که بر مخاطب دارند، می توانند نقش بسیاری در زمینه به تصویر کشیدن نقش زنان در خانواده و اهمیت آن در اعتلای خانواده داشته باشند.

آموزش وپرورش نیز از طریق گنجاندن چنین مفاهیمی در مواد درسی، می توانند بسیار تأثیرگذار باشند، خصوصاً اگر از سال های آغازین تحصیل این برنامه محقق شود که به تدریج فرهنگ-سازی و درونی کردن آن صورت گیرد.

منابع:

1- کتاب مقدس، نامه ی اول پولس به قرنتیان 7: 1.

2- کوئن، بروس، مبانی جامعه شناسی، ترجمه ی غلام عباس توسلی و فاضل، سمت، 1378، ص 127.

3- گیدنز، آنتونی، جهان رهاشده، ترجمه ی علی اصغر سعیدی، تهران، نشر توسعه، 1383، ص 424.

4- سوره ی مبارکه ی روم، آیه ی 21.

5- صدوق، ابوجعفر محمدبن علی، من لایحضره الفقیه، قم، مؤسسه ی نشر اسلامی، 1380، ص 383.

6- مورن، ادگار، هویت انسانی، ترجمه ی امیر نیک پی، قصیده سرا، تهران، 1382، ص 220.

7- علاسوند، فریبا، زن در اسلام، قم، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، چاپ اول، 1390، ص 55.

8- همان.

9- رایس، فیلیپ. ف، رشد انسان: روان شناسی رشد از تولد تا مرگ، ترجمه ی مهشید فروغان، ارجمند، تهران، 1387، ص 240.

10- خامنه ای، سیدعلی، زن و بازیابی هویت حقیقی، انتشارات انقلاب اسلامی، 1390، ص 187.

11- مظاهری، حسین، خانواده در اسلام، انتشارات شفق، چاپ نوزدهم، 1387، ص 98 تا 100.

12- صفایی، سید حسین و اسدالله امامی، حقوق خانواده، جلد اول، تهران، دانشگاه تهران، 1375، ص 6.

13- خامنه ای، همان، ص 162.

14- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه ی سید محمد باقر موسوی همدانی، جلد 16، 1363.

15- همان.

16- طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، نشر رضی، قم، 1412 ق، ص 115.

17- همان، ص 116.

18- قائمی، علی، دنیای بلوغ، سازمان ملی جوانان، تهران، 1380، ص 89.

19- الهندی، علاءالدین، کنز العمال، بیروت، مؤسسه ی الرساله، 1413 ق، ص 45193.

20- سوره ی قصص، آیات 11 و 12.

21- نیکوبرش، فرزانه، ه‍ج‍رت  ک‍ریمه : ب‍ررس‍ی  دوران  ام‍ام  رض‍ا (ع ) و ع‍ل‍ل  ه‍ج‍رت  ح‍ض‍رت  م‍ع‍ص‍وم‍ه  (س)، ق‍م ، ف‍ج‍ر ولای‍ت ، 1381، ص 92.

22- شاکری، صدیقه، زندگانی حکیمه خاتون، مجله ی انتظار موعود، شماره ی 22.

23- مجلسی، محمدباقر بن محمد تقی، بحار الانوار، بیروت، مؤسسه ی الوفاء، چاپ سوم، 1403 ق، ص 597.

24- حر عاملی، محمد حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه ی آل البیت، چاپ اول، 1366، ص 25.

25- سوره ی مبارکه ی بقره، آیه ی 187.

26- علاسوند، همان، ص 94.

27- مظاهری، حسین، اندیشه های ناب: سیمای زن در اسلام، مؤسسه ی فرهنگی مطالعاتی الزهرا، 1391، ص 19.

28- خامنه ای، همان، ص 239.

مریم شاه چراغیان؛ دانشجوی دکترای مطالعات زنان

منبع: برهان




نویسنده : لبیک
تاریخ : شنبه 93/2/6
زمان : 10:46 صبح
بهانههایی برای بچهدار نشدن
نظرات ()

قرآن صریحاً گفته که اگر پدران و مادران توانستند فرزندانشان را نذر خداوندشان کنند، خداوند خودش تربیت آن را کفایت می‌کند. در قرآن، آن‌جا که می‌گوید شیطان از چپ و راست و جلو و عقب می‌آید، یعنی به اسم کار خوب، مانع کار خوب می‌شود.
خبرگزاری فارس: بهانه‌هایی برای بچه‌دار نشدن

 

«تعریف‌ها» زندگی آدم‌ها را عوض می‌کند

چگونگی تعریف ما از زندگی و پدیده‌های آن، قطعاً مدار زندگی‌مان را عوض می‌کند. امروزه تعریف ما مثلاً از پدر بودن یا مادر بودن خراب شده است. یعنی به خاطر فضای زندگی تکنولوژیک، به خاطر فرهنگ‌های القایی، به خاطر تهاجم فرهنگی و بسیاری مسائل دیگر، تعاریف‌ ما تغییر کرده است. ما در موضوع فرزند دچار استحاله‌ی در تعریف شده‌ایم.

مثلاً فرزند در بعضی موارد به ابزار پیونددهنده‌ی زن و شوهری تبدیل می‌شود که در آستانه‌ی جدا شدن هستند! برخی افراد برای این فرزند می‌آورند که زندگی‌شان را گرم کند! انگار که این فرزند چسب دوقلو است! در یک نگاه دیگر، فرزند عصای پیری است. در نگاهی دیگر، فرزند برای لذت بچه‌داشتن است. در نگاهی، اگر فرزند نیاوریم، چه کنیم؟ این عوامل پرکردن بی‌معنی‌ زندگی است و البته هرکدام از این تعاریف را فرض بگیرید، یک منظومه‌ای را هم بعد از خودش ایجاد و ایجاب می‌کند.

احکام الهی یک سلسله‌ی واحد است

اسلام دیدگاهی در مورد فرزند و رزق و روزی او دارد و صراحتاً می‌گوید: «لا تَقْتُلُوا أَوْلَادَکمْ خَشْیة إِمْلَاقٍ»1 بچه‌هایتان را از ترس گرسنه‌ماندن و فقیرشدن نکُشید. این دستور اسلام، و یک منظومه‌ای از معارف است. البته در آن زمان بلد نبودند جلوی تشکیل نطفه را بگیرند و بچه را می‌کشتند، اما الان بلد هستند و کلاً بچه‌دار نمی‌شوند! اگرچه این یک بحث فقهی است و می‌گویند این دقیقا آن نیست، ولی طرح موضوعش همان است. بالاخره اگر کسی پیشگیری کند، باز هم همان وجه «خشیة‌ املاق» مهم است. یعنی نیت «خشیة املاق» نیت الهی نیست.

اگر خداوند چنین دستوری می‌دهد، فرزند را نیز یک طور خاصی تعریف می‌کند. خداوند یک منظومه‌ی احکام ایجاد می‌کند. ما نفقه را نمی‌دهیم، مهریه هم واقعاً صداق و صداقت نیست، هیچ چیز را درست انجام نمی‌دهیم، بعد می‌گوییم چرا باید مثلاً ارث زن نصف باشد؟

خب این یک بسته‌ی مالی بوده که امروزه 9 قسمت آن را اجرا نمی‌کنند و بعد می‌گویند دهمین قسمتش اجرایی نیست و اگر می‌شود، قانونش را عوض کنید. اگر درباره‌ی هر چیزی در عالم این‌طوری عمل کنیم، نتیجه‌اش همین‌گونه می‌شود. قوانین اسلام یک بسته‌ی کامل است ولذا با حذف بخشی از آن‌ها قطعاً بخش‌های دیگر آسیب می‌بیند.

فرزند جایگاه والایی در منظومه‌ی توحیدی دارد

یک بحث استثنائی‌ قرآن درباره‌ی فرزند، در آیات ابتدایی سوره‌‌ی مبارکه‌ی «مریم» و در مورد حضرت زکریا علیه‌السلام است. جناب زکریا این‌گونه به پروردگارش می‌گوید که: «قالَ رَبِّ إِنِّی وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّی وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیباً وَلَمْ أَکُن بِدُعَائِک رَبِّ شَقِیاً»2 پروردگارا من پیر شده‌ام، ولی این‌طور هم نیستم که بگویم نمی‌شود؛ « وَإِنِّی خِفْتُ الْمَوَالِی مِن وَرَائِی»3 من یک مَوالی‌ای دارم و نگران‌شان هستم. منظورش از موالی چیست؟ آیا یعنی خانواده‌ای دارد؟‌ نه‌خیر؛ می‌گوید: «وَ إِنِّی خِفْتُ الْمَوَالِی مِن وَرَائِی» و ضمناً هم می‌دانم که «فَهَبْ لِی مِن لَّدُنک وَلِیّاً»4.

نمی‌گوید من از جانب تو غلام می‌خواهم. نمی‌گوید: فَهَبْ لِی مِن لَّدُنک وَلداً، بلکه می‌گوید: «فَهَبْ لِی مِن لَّدُنک وَلیّاً». می‌گوید «ولیّ» می‌خواهم. یعنی یک مسیری را آمده و یک حرکت توحیدی را شروع کرده و حالا نگران است که در آینده برای این حرکت چه اتفاقی خواهد افتاد. یعنی می‌خواهد یک کسی این حرکت توحیدی را ادامه دهد. بعد توضیح می‌دهد و می‌گوید: «یرِثُنِی وَیرِثُ مِنْ آلِ یعْقُوب»5.

ارث نبوت برایش مهم است، نه این‌که من دچار کهولت سن هستم و می‌ترسم این پول‌هایی که جمع کرده‌ام، چه خواهد شد! او «ولیّ» می‌خواهد. می‌گوید من پرچم توحید را برافراشته‌ام و بعد از رفتنم نگران این پرچم توحید هستم.

به خاطر این‌که موسی وقتی از میان قومش رفت، سیستم او را به هم ریختند. پس حالا من یک کسی را می‌خواهم که ولیّ باشد تا این پرچم توحید را به دست او بسپارم. فرزندش را برای ادامه‌ی ولایتش می‌خواهد و این همان نگاهی است که همه‌ی انبیاء به فرزندان‌شان دارند.

ابراهیم نبی علیه‌السلام فرزندش اسماعیل را ادامه‌ی آن حرکت توحید در نظر می‌گیرد. بعد از انبیاء هم ما در وصیتنامه‌ی امیرالمؤمنین علیه‌السلام همین دغدغه‌ی توحیدی را می‌بینیم. یا همچنین در وصیتنامه‌ی امام خمینی رضوان‌الله‌علیه. آنها فرزند را در این منظومه می‌خواستند.

در این منظومه فرزند از اول نذر توحید شده است و ما این را در قرآن داریم. در سوره‌ی مبارکه‌ی آل‌عمران برمی‌خوریم به خانمی که از آن تعبیر می‌شود به «امْرَأَةُ عِمْرَانَ». این همسر عمران، همان مادر حضرت مریم است که «نَذَرْتُ لَک مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا»6؛ فرزند درون رحمش را نذر خداوند کرد و این یعنی همان بسته‌ی «نگران رزق نباش»، زیرا این فرزند افق بلندی دارد.

مادرش می‌گوید من این بچه را به دنیا می‌آورم، ولی این بچه برای من نیست؛ این بچه‌ی تو است که یک مدتی به من امانتش می‌دهی تا بزرگش کنم. این کودک من، آزادِ در راه توست و در بند من نیست، بچه‌ی نذرشده است. خداوند متعال هم متقابلاً می‌فرماید: «فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا»7 یعنی قبولش کرد و رشدش را بر عهده گرفت. خداوند کفالت فرزند ما را بر عهده می‌گیرد، ولی به شرطی که او را سپرده باشیم به خدا.

یکی از حیله‌های شیطان، تربیت است

در منظومه‌ی توحیدی می‌توان گفت که خیال آدم‌ها باید کاملاً از رزق و روزی راحت باشد. حتی بهتر بگویم که خیال آدم‌ها باید از رشد و تربیت فرزندشان هم راحت باشد. الان یکی از دغدغه‌های مذهبی‌های ما رزق نیست، بلکه تربیت صحیح فرزندان است. این یکی از فتنه‌های شیطانی برای جلوگیری از فرزندآوری است که:

آیا اگر بچه‌هایی به دنیا بیاورم، می‌رسم تربیتشان کنم یا نه؟ یعنی همان «خَشیَةَ إملاقٍ» را به اسم تربیت مطرح و وسوسه می‌کند. قرآن صریحاً گفته که اگر پدران و مادران توانستند فرزندانشان را نذر خداوندشان کنند، خداوند خودش تربیت آن را کفایت می‌کند. در قرآن، آن‌جا که می‌گوید شیطان از چپ و راست و جلو و عقب می‌آید، مرحوم علامه‌ی طباطبایی توضیح می‌دهد که یعنی به اسم کار خوب، مانع کار خوب می‌شود.

من نمی‌خواهم بگویم که اگر چنین کاری کردیم، دیگر لازم نیست به رشد و تربیت بچه‌ها اقدام کنیم؛ بلکه می‌گویم آدم برای رشد و رزقش تلاش کند و خیالش هم راحت باشد که کسی پشتش ایستاده است. مگر شده کسی به خدا اعتماد کند و جواب نگیرد؟

مشکل این‌جاست که ما به شکل «بگیر و نگیر» اعتماد می‌کنیم؛ یکی دو روز اعتماد می‌کنیم، اما شک می‌کنیم و دیگر ادامه نمی‌دهیم. چقدر آدم‌ها در تاریخ از ترس ذلیل‌نشدن، ذلیلانه زندگی می‌کنند. این روایت را امیرالمؤمنین علیه‌السلام ‌فرموده که: از ترس ذلیل‌شدن، ذلیل زندگی نکنید. اگر در "منظومه‌ی اعتماد به خدا" همه چیز درست و کامل چیده شود، و‌ این زنجیره قطع و وصل نداشته باشد و اتصالی نکند، این سیستم قطعاً درست کار خواهد کرد.

برای بچه‌نخواستن باید جواب داشته باشیم

حضرت علامه‌ی طباطبایی در تفسیر المیزان ‌نوشته‌اند: بشری که الان به وجود آمده، ماحصل توالد ‌نسل‌ قبلی خودش است. بشر آینده‌ای که الان نیست نیز حاصل توالد نسل امروز است. شما تصور کن اگر مردمان ده نسل پیش به این جمع‌بندی می‌رسیدند که هیچ احتیاجی به فرزندآوری نیست و چرا زحمت بچه‌داری را به خودشان بدهند؛ یعنی اگر ده نسل پیش تصمیم می‌گرفتند که این ماجرا را قطع کنند، نسل امروز اصلاً وجود نداشت. یعنی بودن من و شما بر روی زمین حاصل یک توالدی است که از قبل اتفاق افتاده است. اگر با یک دید بشردوستانه هم به این مسأله نگاه کنیم، باید برای توالد ارزش قائل باشیم.

حالا حرف سر همین است و قرآن صراحتاً می‌فرماید: «هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِینٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ یکن شَیئاً مَّذْکورًا»8 شیئ بوده، اما مذکور نبوده است. یعنی الان هم انسان‌های نسل آینده هستند، اما مذکور نیستند و شما باید بگویید به چه حقی او را غیر مذکورش کرده‌ای؟

ما احساس می‌کنیم چیزی به گردن ما نیست و همین است که هست، دلم نخواست! حال آن‌که در آن دنیا باید در قبال چنین نخواستن‌هایی پاسخگو باشیم. از سوی دیگر در مورد ارتقای شخصیت خود انسان هم تجربه‌ی عینی نشان می‌دهد که هیچ بستری مانند فرزند و فرزندآوری، برای فضای عملکرد یک انسان مفید نیست و آن را به چالش‌ نمی‌کشد.

متأسفانه بعضی‌ها آن‌قدر در زندگی دچار افسردگی‌های متعدد هستند که می‌گویند اگر به خودم بود، ترجیح می‌دادم به دنیا نیایم و اصلاً چه بهتر که به دنیا نمی‌آمدم؛ این برمی‌گردد به یک معضل دیگر. ما در زندگی متأسفانه بعضی‌ جاها از حداقل‌های زندگی بشری فاصله گرفته‌ایم.

حتی بنیان زندگی بشری که مبتنی بر امید و حرکت است هم ضربه خورده است. هیچ چیز به اندازه‌ی امید در جریان بشریت مهم نیست. لذا هر کسی و در هر حکومتی، اگر امید را از بین ببرد، این از هر خیانتی بدتر است. بشریت به امید زنده است.

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره‌ی مبارکه‌‌ی إسراء، آیه‌ی 31

2. سوره‌ی مبارکه‌‌ی مریم، آیه‌ی 4

3. بخشی از آیه‌ی پنجم سوره‌ی مبارکه‌‌ی مریم

4. بخشی از آیه‌ی پنجم سوره‌ی مبارکه‌‌ی مریم

5. بخشی از آیه‌ی ششم سوره‌ی مبارکه‌‌ی مریم

6. بخشی از آیه‌ی سی‌وپنجم سوره‌ی مبارکه‌‌ی آل‌عمران

7. بخشی از آیه‌ی سی‌وهفت سوره‌ی مبارکه‌‌ی آل‌عمران

8. سوره‌ی مبارکه‌‌ی انسان، آیه‌ی 1

هانی چیت‌چیان

پژوهشگر علوم قرآنی

منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)




نویسنده : لبیک
تاریخ : شنبه 93/2/6
زمان : 10:45 صبح
دختر مسلمانشده یک کشیش آمریکایی:
نظرات ()

سوره توحید پاسخ شبهاتم را داد/حجاب کارت شناسایی زن مسلمان /دین تان را نفروشید

دختر مسلمان یک کشیش آمریکایی گفت: سوره توحید پاسخ شبهاتم درباره یکتایی خدا و رد تثلیث را داد.

خبرگزاری فارس: سوره توحید پاسخ شبهاتم را داد/حجاب کارت شناسایی زن مسلمان /دین تان را نفروشید
به گزارش خبرگزاری فارس از رشت، تینا «ماری» ‌هاسکی شامگاه پنجشنبه در آخرین همایش از سلسله همایش‌های «با مومنان» با عنوان «سفر از مسیحیت به اسلام» در سالن اجتماعات مجتمع خاتم‌الانبیا (ص) این شهر با بیان اینکه انجیل و کلیسا قادر به پاسخگویی سئوالاتم نبود، اظهار کرد: در انجیل آمده خداوند شش روز جهان را آفریده و روز هفتم بر اثر خستگی استراحت کرده است.

وی با بیان اینکه نعوذبالله خستگی در ذات خداوند راه ندارد، افزود: در انجیل درباره برخی از پیامبران مانند حضرت نوح (ع) و حضرت داود (ع) نیز چیزهای بد و زشتی نوشته شده است.

هاسکی با اشاره به اینکه سئوالاتی درباره تثلیث، گناه انسان اولیه و آخرت و جهان غیب بخش اعظمی از ذهنم را فرا گرفته بود، ادامه داد: در مسیحیت معتقدند هر انسانی که متولد می‌شود به خاطر گناه حوا گناهکار است در حالی که اسلام می‌گوید انسان پاک آفریده می‌شود.

وی گفت: در کاتولیک هر انسان گناهکاری در اتاقکی نزد پدر روحانی باید به گناه خود اعتراف کند در حالی که در اسلام اینگونه نیست.

این بانوی مسلمان شده اضافه کرد: در مسیحیت می‌گویند که خدا کشته می‌شود، دوباره متولد می‌شود، همسر و فرزند دارد در حالی که در اسلام سوره توحید پاسخ شبهاتم درباره یکتایی خدا و رد تثلیث (به نام پدر پسر و روح‌القدس‌) را داد.

هاسکی در حالی که با زبان عربی سوره توحید را خواند، تصریح کرد: در سوره توحید یکتایی خدا و اینکه نزاییده و زاده نشده آیاتی وجود دارد که پاسخم را گرفتم.

وی با بیان اینکه در دین گذشته یک مسیحی پروتستان بودم، افزود: پدرم کشیش یک کلیسا است و به خاطر مسلمان شدنم سال‌ها با من قهر بود و مرا نمی‌پذیرفت.

رسانه‌ها تمام حقیقت را درباره ضعف‌های مسیحیت نمی‌گویند

این بانوی مسلمان شده با بیان اینکه رسانه‌هایی که برای مسیحیت تبلیغ می‌کنند تمام حقیقت را درباره ضعف‌های مسیحیت نمی‌گویند، تصریح کرد: آنها انسان‌ها را برای رسیدن به آرامش به مسیحیت دعوت می‌کنند در حالیکه دین اسلام دین آرام‌بخش، منطقی، راستگو و شیرینی است.

وی با بیان اینکه 25 سال پیش با مطالعات زیاد درباره اسلام در آمریکا شهادتین گفتم، ادامه داد: می‌دانستم که چه کار بزرگی کردم و از شدت خوشحالی گویا پاهایم بر زمین نبود.

پدر و مادرم هنوز با من قهر هستند

هاسکی اظهار کرد: هنوز پس از 25 سال پدر و مادرم با من قهر هستند و برادرم نیز با من حرف نمی‌زند.

وی افزود: من مسلمانم و شیعه امام علی (ع) هستم و این راه را با آگاهی و عشق انتخاب کردم و عاشق خاندان پیامبر (ص) هستم.

این بانوی آمریکایی کلیسا رفتن خود را از سن 12 سالگی عنوان کرد و گفت: در کلیسا می‌دیدم که تمام سئوال‌ها و دعاها و درخواست‌ها به طرف حضرت عیسی (ع) است اما برای من سئوال بود که پس خدا چه می‌شود.

وی با اشاره به اینکه مسیحیان عیسی را خدا می‌دانند اذعان کرد: حضرت عیسی(ع) در انجیل فرموده که من خدا نیستم و بعد از من پیامبر دیگری نیز می‌آید اما کسی به این جمله توجه نمی‌کند.

هاسکی اضافه کرد: قبل از مسلمان شدن به عیسی (ع) حس خوبی داشتم اما وقتی مسلمان شدم تمام قلبم از حضور خدا پر شد.

حجاب را آگاهانه انتخاب کردم/روزی که محجبه شدم روزه بودم/ حجاب کارت شناسایی زن مسلمان

وی به سفرهای معنوی خود به مکه، کربلا، سوریه و مشهد مقدس اشاره کرد و گفت: من در گذشته در کلیسا حجاب نداشتم اما امروز حجاب را آگاهانه قبول کردم و روزی که تصمیم گرفتم محجبه شوم روزه بودم.

این بانوی مسلمان شده آمریکایی خود را پرستار یک بیمارستان در آمریکا معرفی کرد و یادآور شد: روزی که با حجاب کامل به محل کار رفتم موجب تعجب بسیاری از همکارانم شده بودم.

وی خاطرنشان کرد: در آن روز سئوالات زیادی از من شد و برخی فکر می‌کردند که سرما خوردم و عده‌ای دیگر تصور می‌کردند که چون موهایم خیس است روسری گذاشته‌ام و تعدادی نیز از من می‌پرسیدند که آیا سرطان گرفته و موهایم ریخته است.

هاسکی با بیان اینکه حجاب کارت شناسایی زن مسلمان است، متذکر شد: وقتی در بیمارستان اعلام کردم که مسلمان شدم همهمه‌ای عجیب در بیمارستان افتاد زیرا همه بیماران دوست داشتند مرا ببینند.

وی ادامه داد: در آنجا فهمیدم که مردم چقدر افراد دین‌دار را دوست دارند و به او اعتماد می‌کنند زیرا می‌دانستند که فرد دین‌دار به تمام اصول دین خود پایبند است.

این بانوی مسلمان شده آمریکایی که بغض راه گلویش را بسته بود تصریح کرد: همه از من می‌خواستند برای شفا و سلامتی آنها دعا کنم و آنجا از خدا تشکر کردم که نور ایمان را در قلب من جاری و این همه بزرگی نصیبم کرد.

نگذارید دینتان را از شما بگیرند

وی با بیان اینکه در مسیحیت نیز حجاب توصیه شده است، یادآور شد: آنها می‌گویند حجاب مربوط به زمان حضرت مریم است و رعایت آن در این عصر لزومی ندارد.

هاسکی اذعان کرد: دشمن در لباس‌های مختلف در کمین افراد با ایمان است و جوانان نباید اجازه دهند که دشمن دین خود را از آنها بگیرد.

وی با اشاره به اینکه در صورتی که جوانان از معنویت تهی شوند غیرت خود را نیز از دست می‌دهند، خاطرنشان کرد: بی‌دینی غیرت به میهن و عشق به والدین را از بین می‌برد.

این بانوی مسلمان شده آمریکایی از جوانان خواست تا به دنبال مد و مدگرایی نروند و وقت خود را برای کسب معنویت و پرورش روح صرف کنند.




نویسنده : لبیک
تاریخ : جمعه 93/2/5
زمان : 12:14 عصر
معیار لباس شهرت چیست؟
نظرات ()

لباس شهرت لباسى است که پوشیدن آن براى شخص، به خاطر رنگ یا کیفیت دوخت یا مندرس بودن آن و علل دیگر مناسب نیست، به‌طورى که اگر آن را در برابر مردم بپوشد توجه آنان را به خود جلب نموده و انگشت نما مى‏شود.
خبرگزاری فارس: معیار لباس شهرت چیست؟
به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، سایت تبیان نوشت: حجاب در لغت به معنای مانع، چیزی که بین دو چیز جدایی افکنَد، پوشاندن و پوشش (سِتر) است.

امروزه واژه حجاب در زبان عامه مردم و متون فقهی به معنای پوشش شرعیِ زنان به‌کار می‌رود.

حجاب، بیش از آن‌که جنبه فردی داشته باشد، رفتاری اجتماعی است، یعنی انسان عاقل مکلف، در جمع و هنگام مواجهه با دیگران، از حیث پوشش، الزامات و محدودیت‌هایی را می‌پذیرد که میزان آن در فرهنگ‌ها و ادیان و جوامع، متفاوت است.

 

* حکم پوشش

با نزول آیه 31 سوره نور ، پس از سوره احزاب ، حجاب بر زنان واجب شد.

در این آیه به همه زنان با ایمان دستور داده شد دیدگانشان را فرو بندند، دامن‌هایشان را حفظ کنند، زینت‌های خود را جز آنچه، به‌طور طبیعی و عادی، نمایان است آشکار نسازند، روسری‌ها را بر گریبان‌های خویش فرو اندازند، زینتشان را فقط برای اشخاص معینی (مذکور در همان آیه) ظاهر کنند و پاهای خود را به گونه‌ای بر زمین نکوبند که زینت‌های پنهان آن‌ها نمایان شود.

این آیه مهم‌ترین مستند فقها برای اثبات وجوب پوشش و مشتمل‌بر حدود آن است.

مباحث حجاب در احادیث، بیشتر در حکم تفسیر و تبیین این آیه و به‌ویژه عبارت «اِلّا ما ظَهَرَ» (زینت‌های آشکار) و حکم نگاه کردن به آنهاست البته گاه به آیات دیگر هم استناد شده است، از جمله آیه 33 سوره احزاب درباره نهی از تبرّج ، آیه جلباب و آیات 30 و 31 سوره نور احادیثی نیز به جنبه‌های دیگری از احکام حجاب پرداخته‌اند، از جمله پوشش زنان سالخورده، آغاز وجوب حجاب پس از بلوغ، یا چگونگی حجاب در برابر اقسام خاصی از مردان یا کودکان نابالغ.

 

* سوال: حجاب زنان در زمان پیامبر و قبل از آن چگونه بوده است؟

حجاب در لغت به معنای پرده، حاجب و چیزی است که میان دو چیز حایل و فاصله می شود. البته همان گونه که مفسران و محققان گفته اند؛ واژه ی حجاب به معنای پوشش زنان، اصطلاحی است که بیشتر در عصر ما پیدا شده و اصطلاح جدیدی است. آنچه در گذشته ها به ویژه در اصطلاح فقها به کار رفته واژه ی "ستر" است که به معنای پوشش است. چیزی که از تاریخ در این مسئله استفاده می شود، این است که حجاب به معنای پوشش زنان، قبل از اسلام در جهان و در ادیان مختلف با شکل های مختلف وجود داشته و اسلام دایره ی آن را اندکی محدودتر کرد.

پوشش زنان در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) پوشش متداول و مرسوم آن زمان بوده؛ یعنی زنان بدنشان را می پوشاندند و روسری روی سر آنها بوده، ولی مقداری از گوش و گردن و قسمتی از سینه ی آنها پیدا بود که آیه نازل شد و به پیامبر (صلی الله علیه و آله) دستور داده شد که به زنان بگو آن مقدار را نیز بپوشانند، تا زینت آنها پیدا و آشکار نباشد.

 

س?ال: حدّ پوشش مجاز زنان و دختران نزد محارم باید چگونه باشد؟

جواب: خانمها در خانه و مقابل برادر و فرزند و سایر محارم (غیر از شوهر) باید به گونه ای لباس بپوشند که موجب تحریک و مفسده نشود. (تحریر الوسیله، ج2، ص243 م17)

 

چند استفتاء از آیة الله خامنه ای دام ظله:

سوال: معیار لباس شهرت چیست؟

ج: لباس شهرت لباسى است که پوشیدن آن براى شخص، به خاطر رنگ یا کیفیت دوخت یا مندرس بودن آن و علل دیگر مناسب نیست، به‌طورى که اگر آن را در برابر مردم بپوشد توجه آنان را به خود جلب نموده و انگشت نما مى‏شود.

 

سوال: صدایى که هنگام راه رفتن زنان از برخورد کفش آنان با زمین ایجاد مى‏شود، چه حکمى دارد؟

ج: تا زمانى که باعث جلب توجه و ترتّب مفسده نشده است، فى‌نفسه اشکال ندارد.

 

سوال: آیا دختران مى‏توانند لباسى که رنگ آن مایل به آبى پررنگ است بپوشند؟

ج: فى‏نفسه اشکال ندارد به شرطى که منجر به جلب توجه دیگران و ترتّب مفسده نشود.

 

سوال: آیا براى زنان پوشیدن لباس‌هاى تنگى که برجستگیهاى بدن آنان را نشان مى‏دهد و یا پوشیدن لباس‌هاى بدن نما و عریان در عروسیها و مانند آن جایز است؟

ج: اگر از نگاه مردان اجنبى و ترتّب مفسده در امان و محفوظ باشند، اشکال ندارد در غیر این صورت جایز نیست.

 

سوال: آیا پوشیدن کفش سیاه برّاق توسط زن م?من جایز است؟

ج: اشکال ندارد مگر آن‌که رنگ و شکل آن باعث جلب توجه نامحرم و یا انگشت‌نما شدن او شود.

 

سوال: آیا بر زنان واجب است در لباس مانند مقنعه، شلوار و پیراهن فقط رنگ سیاه را انتخاب کنند؟

ج: حکم لباس زن از جهت رنگ و شکل و کیفیت دوخت مانند کفش است که در جواب س?ال قبل بیان شد.




نویسنده : لبیک
تاریخ : پنج شنبه 93/2/4
زمان : 1:11 عصر
8 دوربین مدار بسته در زندگی
نظرات ()

دنیا

 


 

یک نفر تابلو ورود ممنوع را ندید و رفت. بعضی از افراد به تابلو نگاه می کنند و نمی روند. بعضی از افراد به تابلو زیاد کاری ندارند، یک نگاه می کنند ببینند پلیس است یا نیست.

 


 

 

دوربین ها در زندگی من و شما نصب شده است چه بخواهیم و چه نخواهیم. هرکس باور کند که این دوربین ها در زندگی او است و درحال فیلمبرداری است، گناه نخواهد کرد.

دوربین های دنیایی روی افراد تنظیم شده است و از زوایای مختلف مراقب است که یک حرکت غلط و نامناسب انجام ندهیم. البته اینها فقط از صورت ما عکس و فیلم می گیرد. حتی اگر برق قطع شود اینها نیز قطع می شوند. یعنی در این صورت ارتباط ما قطع خواهد شد. ولی دوربین هایی که خدا گذاشته است نه باطری آن تمام می شود، نه برق آنها قطع می شود و نه فقط ظاهر را می گیرد.

این هشت دوربین و هشت آیه را هر روز جلوی خود بگذاریم ، هر روز به آنها نگاه کنیم. چرا این که این هشت دوربین مداربسته هر روز به دنبال ما است. البته توجه داشته باشید که این دوربین ها آبروی انسان را نمی برد. این دوربین ها مچ گیرنده نیستند. اینها همه دوربین خدا است. این دوربین ها تخلف را به در خانه ی انسان نمی فرستد بلکه فقط بین انسان و خدای او است.

 

دوربین اول:

اولین دوربین ، دوربین خود خدا است. آیه ی چهارده سوره ی علق: آیا نمی دانند که خدا آنها را نگاه می کند و چه زیباست جمله ی امام راحل که فرمودند: عالم محضر خدا است ، در محضر خدا معصیت نکنید.

فردی که معتاد به گناه بود به نزد امام حسین (علیه السلام) آمد و گفت آقا من معتاد به گناه هستم. امام فرمودند: اگر می خواهید گناه کنید بکنید اما یک جایی بروید که خدا شما را نبیند.

باید باور کنیم و بدانیم که در زندگی دوربین هایی گذاشته شده است. این اولین دوربین بود.

از شما حرکتی سر نمی زند مگر اینکه دو مأمور در حال نوشتن آن هستند. یکی مأمور نوشتن خوبی ها و یکی مأمور نوشتن بدی ها است. فقط یک تفاوتی با هم دارند. این یکی اگر نیت خوبی هم بکنیم یادداشت می کند. آن یکی نیت بدی کنیم یادداشت نمی کند. پس از ارتکاب گناه و عدم توبه در فرصتی که برای توبه داده اند(در بعضی روایات هفت ساعت) خواهند نوشت

دوربین دوم:

دوربین دوم، دوربین پیغمبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) است. آیه ی چهل و پنج سوره ی احزاب: ای پیغمبر ما تو را در امت گذاشته ایم، هم شاهد هستی و آنها را می بینی. هرکاری بکنند آنها را می بینی.

و مبشراً، پیغمبر به باطن بهشت بشارت می دهد. و نذیرا، و انذار به جهنم می دهد. این هم دوربین دوم است.

آیا می توانم مقابل پیامبر، بی حیایی بکنم ، حرام خواری بکنم ، گناه بکنم و فردا روزی انتظار شفاعت داشته باشم؟!!

 

دوربین سوم:

سومین دوربین امامان معصومین علیهم السلام هستند. آیه ی صد و پنج سوره ی توبه. که در هر سه دوربین یک و دو و سه را در این آیه جمع کرده است. پیغمبر به مردم بگو هر کاری می خواهید بکنید،بکنید. اما اعمال شما را خدا می بیند، پیغمبر می بیند و امامان نیز می بینند.

همیشه در انجام هر عملی فقط این نکته را مدنظر بگیریم که وقتی در حین ارتکاب عمل حضرت زهرا سلام الله علیها و یا معصوم دیگری وارد شوند، عکس العمل ما چه خواهد بود؟!

 

دوربین چهارم:

چهارمین دوربین شهدا هستند. آیه ی صد و پنجاه و چهار سوره ی بقره است:

وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبیلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاء وَلَکِن لاَّ تَشْعُرُونَ

 

قیامت

 


دوربین پنجم:

پنجمین دوربین ملائک مقرب خدا هستند . آیه ی هیجده سوره ی قاف. از شما حرکتی سر نمی زند مگر اینکه دو مأمور در حال نوشتن آن هستند. یکی مأمور نوشتن خوبی ها و یکی مأمور نوشتن بدی ها است.

فقط این دو ملک یک تفاوتی با هم دارند. این یکی اگر نیت خوبی هم بکنیم یادداشت می کند. آن یکی نیت بدی کنیم یادداشت نمی کند. پس از ارتکاب گناه و عدم توبه در فرصتی که برای توبه داده اند(در بعضی روایات هفت ساعت) خواهند نوشت.

 

دوربین ششم:

ششمین دوربین زمین است. آیه ی چهار سوره ی زلزال. روز قیامت همین زمینی که ما روی آن نشسته ایم می آید و خبرهای خود را می دهد. خدایا من فیلمبرداری کردم. این افراد در این مکان نماز خواندند. در این مکان اشک ریختند. این آقا و این خانم در این مکان دست یک بینوا را گرفت. این آقا وقتی در این مکان این کار را انجام می داد نیت قشنگی داشت. خدای ناکرده زمین شهادت می دهد که این آقا، این خانم و این فرد در این مکان گناه کرد. خدایا من ثبت کردم و هیچ چیزی را هم فراموش نکردم. این دوربین ها به اذن خدا در قیامت حرف می زنند.

 

دوربین هفتم: 

هفتمین دوربین زمان است. آیات اول سوره ی بروج. روایات صریح از وجود امیرالمومنین علی (علیه السلام) داریم که شب جمعه اعمال شما را فیلمبرداری می کنند. شب و روز عرفه اعمال شما را فیلم برداری می کنند. ایام هم موجود زنده هستند. لذا امیرالمومنین وقتی بیدار می شوند می گویند: سلام می کنم به تو ای روزی که نه قبلاً بوده ای و نه بعداً می آیی، تو یک موجود مستقل هستی.

همیشه در انجام هر عملی فقط این نکته را مدنظر بگیریم که وقتی در حین ارتکاب عمل حضرت زهرا سلام الله علیها و یا هر معصوم دیگر وارد شود، عکس العمل ما چه خواهد بود؟!

دوربین هشتم:

هشتمین دوربین که از همه تکان دهنده تر است ، اعضاء و جوارح ما می باشند. آیه ی بیست و بیست و یک سوره ی فصلت. روز قیامت اینها می خواهند شهادت بدهند. پوست دست من علیه من شهادت می دهد. این دست با همین پوست بر سر یک یتیم زد. می گویم اگر من لذتی هم بردم، با شما اعضاء و جوارح بردم. می گویند ما مأمور مخفی خدا بودیم. خدا امروز به من گفته که به حرف بیایم.

بنابراین اگر از باطن اعمال نمی ترسیم و به سراغ آن نمی رویم لااقل ، به این دوربین ها توجه کنیم. دوربین ها ما را کنترل می کنند.

از موقعی که در جاده ها دوربین گذاشته اند تصادفات و تخلفات واقعاً کم شده است. ماکت دوربین نیز غوغا می کند. این دوربین ها واقعی است. هشت دسته دوربین وجود دارد. این دوربین ها نشان می دهد که ای انسان ها شما موجود عبث نیستید.

شعله ی آتش که زیاد می شود مردم از چند متری آن فاصله می گیرند. الان گاهی اوقات خبر می دهند که جنگل های فلان شهر سوخت، مردم از چند کیلومتری آن فرار می کنند. گناه آتش شعله وری است که همه ی ما را می سوزاند. این انذار پیامبر است. اگر به آن مرحله توجه نداریم لااقل از دوربین ها بترسیم که روز قیامت آبروی ما می رود. در دنیا آبروی ما را نمی برند اما در روز قیامت آبروی ما می رود. پس از این دوربین ها حیا کنیم.




نویسنده : لبیک
تاریخ : چهارشنبه 93/2/3
زمان : 11:25 صبح
نیمی از نوزادان انگلیسی نامشروع هستند
نظرات ()

رادیو 4 انگلیس روز سه‌شنبه با انتشار گزارشی با اشاره به آمار بالای تولد نامشروع در این کشور، نسبت به زندگی آینده این کودکان هشدار داد.
به گزارش فارس، رادیو 4 انگلیس روز سه‌شنبه از افزایش آمار موالید نامشروع در این کشور به رقم بی‌سابقه 48درصد خبر داد.
 
بنا بر گزارشی که به تازگی تحت عنوان «نقشه خانواده جهان 2014» منتشر شده، نزدیک به نیمی از نوزادان متولد شده در انگلیس در سال 2012، حاصل روابط نامشروع و «خارج از تأهل» بوده‌اند.
 
در بخشی از این گزارش که به وضعیت کلی جهان در زمینه تولدهای نامشروع پرداخته، آمده است: «در بسیاری از جوامع، کودکانی که والدینشان ازدواج نکرده‌اند، بیشتر در معرض بی‌ثباتی در وضعیت خانوادگی بوده و احتمال دستیابی آن‌ها به موفقیت در بسیاری از حوزه‌ها از رفتارهای اجتماعی گرفته تا عملکرد تحصیلی، کمتر است.»
 
«لورا لیپمن» کارشناس رادیو 4 انگلیس هم می‌گوید فرزندان حاصل از روابط نامشروع و خارج از ازدواج، در زندگی خود با «آشفتگی و استرس» بسیار بالاتری مواجه می‌شوند.
 
گزارش «نقشه خانواده جهان 2014» دلیل افزایش بی‌سابقه میزان تولد فرزندان نامشروع را «کاهش نرخ ازدواج» دانسته و نوشته است که بالاترین آمار تولد نامشروع مربوط به مرکز و جنوب قاره آمریکا و غرب اروپاست.
 
بنا بر این گزارش، فرانسه با 56 و سوئد با 55 بالاترین نرخ تولدهای نامشروع در اروپا را داشته و انگلیس هم در جایگاه سوم است. این رقم در آمریکا 41 و مکزیک 55درصد است. کلمبیا با 84درصد بالاترین میزان تولد نامشروع در جهان را دارد. در این بین کشورهای خاورمیانه پایین‌ترین ارقام را داشته و میزان تولدهای نامشروع در آن‌ها کمتر از 5درصد است.



نویسنده : لبیک
تاریخ : سه شنبه 93/2/2
زمان : 7:55 عصر
کارشناس امور خانواده در گفتوگو با فارس مطرح کرد + نظرات مخاطبان
نظرات ()

وایبر و تانگو، هووی آرامش و استحکام زندگی‌ زوجین در دنیای کنونی

کارشناس امور زنان و خانواده گفت: در دنیای کنونی تهدیدات آرامش خانواده‌ها دیگر تهدیدات گذشته نیست بلکه نرم‌افزارهای نوین مانند وایبر و تانگو به گسترش بی‌اعتمادی بین خانواده‌ها منجر شده است و آرامش خانواده‌ها را از بین می‌برد.

خبرگزاری فارس: وایبر و تانگو، هووی آرامش و استحکام زندگی‌ زوجین در دنیای کنونی
افسانه نیک راد در گفت‌ و گو با خبرنگار جامعه فارس گفت: مشکلی که شاید بتواند گفت دو سال اخیر شاهد آن هستیم افزایش بدبینی در بین زوج‌ها است که این امر مختص زوج‌های جوان نیست و حتی زوج‌هایی را داریم که با اینکه 20 سال از زندگی مشترکشان می‌گذرد نیز درگیر این موضوع شده‌اند.

وی ادامه داد: متأسفانه به دلیل اینکه جدایی بین زوجین راحت شده است به محض اینکه اختلافی رخ می‌دهد اولین تصمیم جدایی توافقی است در گذشته بدبینی بیشتر در بین مردان وجود داشت اما هم اکنون شاهد هستیم که زنان جامعه ما نیز درگیر این امر شده‌اند و در این موضوع با مردان برابری می‌کنند.

این کارشناس امور خانواده خاطرنشان کرد: مقدار زیادی از این بدبینی‌ها به شرایط جامعه باز می‌گردد وقتی که شرایط جامعه و قانون راه را برای چند همسری مردان باز گذاشته است و از طرفی مردانی که در موقعیت‌های اجتماعی و مالی مناسب تری قرار دارند امکان گسترش ارتباطات آنها بیشتر از سایر افراد است و همین موضوع باعث افزایش بی اعتمادی زنان نسبت به مردان شده است.

نیک راد افزود: عامل دیگری که متأسفانه رسانه‌های جمعی از آن غافل شده‌اند و به فرهنگ سازی در مورد آن نپرداخته‌اند بحث فرهنگ سازی استفاده از وسایل نوین ارتباطی مانند وایبر، لاین، تانگو و سایر نرم افزارها است که حتی در روستا‌ها و شهرهای دور نیز کاربران زیادی دارند.

وی ادامه داد: متأسفانه استفاده از این نرم افزارها باعث می‌شود که زنان و مردان دایره ارتباطات جدیدی پیدا کنند که شاید در ابتدا موضوعی عادی به نظر برسد اما در طولانی مدت امنیت روانی خانواده‌ةا را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

نیک راد با بیان اینکه رسانه‌ها به جای تبلیغ مواد مصرفی بهتر است با تهیه فیلم‌ها و سریال‌ها و حتی کلیپ‌های آموزشی فرهنگ استفاده از این ابزارها را در اختیار خانواده‌ها قرار دهند گفت: در دنیای کنونی دیگر مادر شوهر و خواهر شوهر و موضوعات اینچنین مشکل ساز نیستند بلکه این فناوری‌ها و نرم افزارهای نوین است که سایه آنها بر روی آرامش و ثبات خانواده‌ها احساس می‌شود.

mehdi 
09:51 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
کارشنلس عزیز این نظر شما دروغ کذب اگه اینا فیلتر شدن از چشم شما میبینیم شاید شوهر شما استفاده اینهاو بلد نیست
سیما در پاسخ به "mehdi" 
 ... درود بر تو دوست عزیز ...دقیقا اگر نحوه درست استفاده کردن رو یاد بگیریم ...چه زیبا میشه ... پاسخ
10:15 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
ناشناس در پاسخ به "سیما" 
 ... دقیقا افرین پاسخ
11:04 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
مسعود 
09:56 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
از این به بعد می ریم بالا پشت بوم با چراغ قوه با هم ارتباط برقرار می کنیم شاید مخابرات دست از سرمون برداشت
ناشناس در پاسخ به "مسعود" 
 ... اقا اتیش هم میشه روشن کردا پاسخ
10:45 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
همسر مطلقه 
09:59 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
وایبر خیلی خوبه .
سیما در پاسخ به "همسر مطلقه" 
 ... درود بر تو پاسخ
10:19 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
آرش از مشهد 
10:09 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
چند همسری از دید قرآن کریم به شرط رعایت عدالت مجاز شمرده شده
علی 
10:10 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
حرف این کارشناس محترم بسیار منطقی و علمی هست. چرا شنیدن حرف حق برای شما تلخه! صدها فساد اخلاقی در نرم افزارهای تانگو و وایبر هست و این کارشناس فقط به یک آسیب آن اشاره کرده.
ناشناس در پاسخ به "علی" 
 ... فکر حقوق دزآمد مردم باشید با وایبر تانگو مشکل مردم حل نمیشه ا پاسخ
10:15 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
سیما در پاسخ به "علی" 
 ... علی آقا شاید شما ها تصیمیم دارید تو قرن ماقبل تاریخ باشید ... عزیز دل برادر خودتون رو با دنیا وقف بده ... نحوه درست استفاده کردن رو یاد بگیرید مشگلی نداره هیچ وسیله ارتباطی پاسخ
10:18 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
ناشناس در پاسخ به "علی" 
 ... علی آقای عزیز، همونطور که امروز ما با 20 سال پیش از نظر تکنولوژی ارتباطات زمین تا آسمون متفاوته. 10 سال بعد هم کلی تغییرات پیش خواهد آمد. اگر با شرایط امروز نتونیم خودمون رو سازگار کنیم، اون موقع چیکار می خواهیم بکنیم که دیگه هیییچ مرزی جلوی جریان اطلاعات رو نخواهد گرفت. راه حل درست تقویت باورهای دینی و اجتماعی خودمونه. اینکه یاد بگیریم انسان باشیم و به فرزندانمون هم یاد بدیم که انسان باشند. نه اینکه در خونه رو ببندیم و خودمون و خانوادمون رو توی اون زندانی کنیم.پاسخ
10:52 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
سیما 
10:15 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
اگر یاد بگیریم چگونه از این نرم افزارها استفاده کنیم نه تنها مزر نیست بلکه بسیار مفید هست ... دولت به جای فیلتر کردن آموزش رو پیشه کنه خیلی بهتره ... باید با تکنولوژی دنیا پیش بریم ...این محدودیت ها جایز نیست ...بیاید نحوه درست استفاده کردن رو بیاموزیم ...
مجید 
10:26 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
اینها اغلب نرم افزار های مکالمه هستند نه شبکه های اجتماعی. بعدش اونی که بصورت مجازی قصد شیطونی داره، بصورت حقیقی شیطون تره
k2 
10:37 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
با سلام

بهتره به موارد فوق ماهواره های موجود در منازل را هم اضافه کنید که با پخش انواع فیلم های ضد اخلاقی و فیلم هایی که ظاهراً اخلاقی هم جلوه داده می شوند اما در بین فیلم حرف های خود را می زنند!!
از همه چیز مهمتر این ماهواره ها هستند که به نظر من اگر می خواهید جهاد فرهنگی کنید ابتدا منبع فساد و بی فرهنگی را نابود کنید و سپس فرهنگ را در جامعه اصلاح و ارائه نمایید

با تشکر
کاظمی 
10:42 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
خدا وکیلی بیاید نفس کشیدن مردما فیلتر کنید اخه یه عکس فرستادنو یه شکلک فرستادن این همه دادو فریاد داره واقعا که
ناشناس در پاسخ به "کاظمی" 
 ... زکی تا ببینی چه عکسی باشه و چه شکلکی! پاسخ
10:45 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
محمدرضا در پاسخ به "کاظمی" 
 ... احتمال فیلتر کردن اونم هست پاسخ
10:58 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
امید 
10:55 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393

اگر قرار مشکلی باشه راه های دیگه ای هم هست 
آدم باید خودش درست باشه
ناشناس 
10:57 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393

ما ایرانی نیستیم و برای ارتباط با اقوامی که خارج از ایران هستن و در کشورهای متفاوت زندگی میکنیم باید هزینه های هنگفتی رو بپردازیم !
مسئولین اگر جدا نگران هستن بیان راه چاره ای رو به مردم پیشنهاد بدن و به فکر باشن !
اینکه مردم رو محدوتر کنیم و بگیم نکن نکن که راه نیست !
زحمت بکشن هزینه کنن ...
باید هشیار باشن که روز به روز استعمار نوین پیشرفت میکنه و به عقیده ی برخی هنوز هم فیلتر جواب میده !
فیلتر جواب نمیده !
باید هزینه کرد .
البته فکر میکنم شما نگران جیب مخابرات هم هستید ...
ناشناس 
10:57 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
دوست عزیز کارشناس لطف کن یه برنامه وایبر نصب کن رو گوشیت و ببین هیچ ضرری و آسیب اجتماعی نداره...مسولین سایت این چه مطلبیه آخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ناشناس 
10:59 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
کارشناس امور زنان و خانواده (مستقر در مخابرات)
احمد آبادی 
11:05 سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
پس به لیست وایبر و فیسبوک ، ساطور و چاقو و ناخن گیر و تلفن و اف اف و سرکار رفتن مرد رو اضافه کنید.
ما که مستقیم با وایبر و فیسبوک با طرفداران انقلاب در امریکا و تونس و سوریه و لبنان در تماسیم. با مکس قیصر و ناصر قندیل و سلیم حربا و جرمی رایت.
شاید باید انفس تزکیه شود تا با چاقو شاهرگ یکدیگر را نزنند.



نویسنده : لبیک
تاریخ : سه شنبه 93/2/2
زمان : 11:47 صبح
گپ و گفت فارس با نجمه سادات طباطبایی/1
نظرات ()

علامه می‌گفت تفسیر المیزان برای همسرش است/ نظر علامه درباره ازدواج دختران/ ماجرای 15 سالگی علامه و سینی حاوی چوب‌ سیگار

فرزند علامه طباطبایی و همسر شهید قدوسی می‌گوید: علامه این اواخر که برای مداوا به خارج رفته بودند، پزشکان گفته بودند این مغز به اندازه 700 سال کار کرده و تمام چروک‌هایش باز شده است؛ دیگر هیچ علاجی برای آن نیست!

خبرگزاری فارس: علامه می‌گفت تفسیر المیزان برای همسرش است/ نظر علامه درباره ازدواج دختران/ ماجرای 15 سالگی علامه و سینی حاوی چوب‌ سیگار

 

خبرگزاری فارس ـ زهره سعیدی: شب‌ها خیلی کم می‌خوابید این اواخر چشمانش بسیار کم‌سو شده بود اما تلاش می‌کرد مطالعه کند دستانش می‌لرزید و دیگر نمی‌توانست قلم در دست نگه دارد با این حال هیچ نمی‌خورد آنقدر که به حالت ضعف می‌افتاد و برایش پزشک خبر می‌کردند. سرم به دستانش وصل می‌کردند، به هوش که می‌آمد بلند می‌شد تا به کارهایش برسد، مدام ذکر می‌گفت و نماز می‌خواند حالات عجیب عرفانی داشت تا حدی که اطرافیانش حدس می‌زدند که احتمالا حضرات معصومین(ع) را می‌بیند اما خودش هرگز بروز نمی‌داد و تنها در این حالات سلام می‌داد و زیرلب چیزهایی می‌گفت.

این اواخر که برای مداوا به خارج رفته بود پزشکان گفته بودند که این مغز به اندازه 700 سال کار کرده و تمام چروک‌هایش باز شده است دیگر هیچ علاجی برای آن است!

همه زندگی‌اش مفید و نقاط قوت بود اما از آنچه بیشتر می‌شود بدان اشاره کرد ارتباطش با مردم، خانواده و همسر بود، وی بی‌نهایت به همسرش عشق می‌ورزید به طوری که بعد از فوت ایشان بسیار گریه کرد و مدام بر سر مزارش می‌رفت. ارتباطش با دامادها، دخترها و پسرها هم خوب بود به طوری که احترام بسیاری به آنها می‌گذاشت در عین اینکه بسیار هم با آنها راحت بود.

توجه علامه به مسائل مادی بسیار اندک بود به طوریکه سال‌ها در خانه‌ای محقر در قم زندگی کرد و اگر به خاطر همسر و فرزندان نبود آن را هم عوض نمی‌کرد.

اینها بخشی از روایاتی است که نجمه سادات طباطبایی دختر ارشد علامه سیدمحمدحسین طباطبایی درباره پدر مطرح می‌کند.

در این گپ‌وگفت تلاش کردیم تا بخشی از سبک زندگی علامه طباطبایی و خانواده‌ همینطور خاطرات خواندنی درباره این استاد فقید فلسفه و تفسیر را بیان کنیم که بخش نخست آن از نظرتان می‌گذرد.

 

 

*خانم طباطبایی لطفاً ابتدا خودتان را معرفی بفرمایید؟

-من نجمه طباطبایی هستم، دختر علامه طباطبایی، همسر شهید آیت‌الله قدوسی و مادر شهید محمدحسن قدوسی.

 

علامه حدود 10 سال بر زمین‌های زراعی کار کرد

*به دلیل آشنایی که با علامه طباطبایی داریم، می‌دانم که اهل تبریز هستید، آیا از دوران کودکیتان خاطره‌ای به یاد می‌آورید؟

-بله ما اهل تبریز هستیم زمانی که آنجا بودیم و پدرم مالک بودند، مشغول همین کارهای زراعت بودند هم به درس می‌رسیدند هم به کشاورزی، خیلی هم در املاکشان زحمت کشیدند البته پیش از آن پدرم نجف بودند که یکی از برادرانم هم آنجا به دنیا آمد و زمانی که وی کوچک بود ما به تبریز مهاجرت کردیم، پدرم یازده سال نجف بودند و پایه درسشان آنجا خدمت آیت‌الله قاضی و آیت‌الله اصفهانی و دیگر اساتیدشان بسته شد زمانی که به تبریز آمدند متوجه شدند که املاکشان خیلی به هم ریخته شده و بنابراین شروع به رتق و فتق کارها کردند، چاه کندند و به سایر کارهای زراعتی پرداختند.

مادرم (قمر السادات طباطبایی) با پدرم فامیل بودند (نوه عمه و نوه دایی)، فامیلشان هم یکی بود چون شناسنامه بعد از ازدواج مادر و پدرم باب شد، مثلاً دایی من فامیلش مهدوی و مادر من طباطبایی بود یا عموی من الهی طباطبایی بود، مادرم تعریف می‌کرد که چون پدر و مادر حاج آقا در بچگی ایشان از دنیا رفتند این دو برادر به خانه ما مهمانی می‌آمدند و از این باب که سید بودند و پدر و مادر نداشتند در وصیتنامه دایی مادرم آمده که پدر شهید قاضی و اولین امام جمعه تبریز بود و به شهادت رسید، وصی و قیم حاج آقا و برادرش شدند و البته پدرشان هم خیلی ملک داشتند بعد ایشان املاک را جمع آوری کرده و به این دو بچه حقوق می‌داده است.

حاج آقا (علامه طباطبایی) تعریف می‌کردند که پانزده سالش که تمام شده فردایش کنیزشان یک سینی آورده و مرد شدنش را تبریک گفته، در آن سینی هم یک سیگار و چوب سیگار و عمامه بود! (با خنده)

خلاصه شهید قاضی که می‌خواستند نجف بروند پدر و عموی ایشان را هم به همراه یک کاروانی نجف بردند، بعد مادرم تعریف می‌کرد که زمانی که هجده سالش می‌شود، علامه از او خواستگاری می‌کند. علامه پنج سال هم از مادرم بزرگتر بودند.

 

مهاجرت علامه طباطبایی از تبریز به قم

*از دوران زندگی مشترک پدر و مادرتان زمانی که خودتان مجرد و در منزل پدر بودید، تعریف کنید.

- من یادم می‌آید که در منزل اتاقی داشتیم که روزها طلبه‌ها می‌آمدند و علامه با آنها درس کار می‌کرد. مادرم نقل می‌کند که پدر گفته بوده من احساس می‌کنم عمرم در این ده سال ضایع شده و خیلی از درس عقب ماندم، باید تلافی ان سال‌ها را دربیاورم، مادرم هم بعد از یازده سال غربت و ناراحتی و دوری از زادگاه به ایران آمده بوده، حتی هفت ـ هشت تا از اطفال فامیل در هوای نجف از بین رفته بودند بنابراین پدر که قصد قم کردند مادرم از آب و هوای آنجا خیلی بد شنیده بود و تمایل به رفتن نداشت بنابراین به پدر گفتند که شما با یک نوکر به قم بروید و سال تحصیلی آنجا باشید ما اینجا هستیم و آخر سال تحصیلی تبریز برگردید که تعطیلات را با هم باشیم، مادرم متوجه شدند که پدر خیلی مایل به این کار نیستند و از این پیشنهاد مکدر شدند بنابراین مادر موافقت به رفتن کرد.

 

علامه معتقد بود هر چه دارد از همسرش است/پدر تفسیر المیزان را مدیون مادرم می‌داند

*وضعیت زندگی در قم بهتر می‌شد یا اینکه تبریز بهتر بود؟

-خب آن زمان توده‌ای‌ها در تبریز خیلی اذیت می‌کردند اما بهرحال شرایط زندگی در تبریز بهتر بود خلاصه یکباره تصمیم گرفتیم که به قم برویم با وجود اینکه تازه خانه ساخته بودیم و فرش و پرده و وسایل زندگی مهیا شده بود، مادر مادرم هم به هوای ایشان به تبریز آمده بود ولی به دلیل ناراحتی پدرم تصمیم به رفتن گرفتیم چرا که خیلی مادر مطیع پدرم بود و خوش بود از راحتی پدرم و این با ناچاری متفاوت بود! پدرم هم معتقد بود که هر چه دارد از همسرش دارد بارها هم گفتند که این تفسیر المیزان برای همسرش است چرا که ایشان مشکلات را تحمل کردند.

بنابراین ما به قم آمدیم درحالیکه هیچ وسیله‌ای برای زندگی نداشتیم مثل پیک نیک‌های فقیرانه آن زمان من شش سالم بود برادر بزرگم سیزده یا دوازده سالش بود، برادر دومم چهار سال از او کوچکتر بود ما بچه‌ها چهار سال همه با هم فاصله داشتیم و من فرزند سوم بودم، خواهرم هم چهار سال از من کوچکتر است حتی خواهرم به دلیل دوری از پرستارش مریض شده بود، ما حتی زبان فارسی هم بلد نبودیم فقط مادرم چون اهل تهران بود، فارسی بلد بود اما من لذت آن روزها را فراموش نمی‌کنم بهترین لحظاتم را گذراندم با اینکه به لحاظ مالی بسیار سطح پایین بودیم و آن زمان قم از لحاظ سطح فرهنگی هم پایین بود برعکسش آذربایجان از قدیم بسیار اهل فرهنگ و تشریفات بودند، خلاصه خیلی مشکلات داشتیم.

ما در قم سکونت کردیم در یک اتاق بزرگ وسطش را پرده زده بودیم یک سمتش را حاج آقا درس می‌دادند و یک سمتش هم ما زندگی می‌کردیم تقریباً یک سال و اندی آنجا بودیم و بعد یک منزل کوچکی پدر اجاره کرد چون زمانی که فامیل به منزل ما می‌آمدند مادرم ناراحت بود که اینها را کجا اسکان دهد ولی خم به ابرو نمی‌آورد من یک سال بعد از قم آمدن مدرسه رفتم. ما چندین سال در همان منزل کوچک بودیم که چند اتاق داشت و من همانجا ازدواج کردم.

 

*تا چه سطحی تحصیل کردید؟

-تا کلاس ششم. آن زمان قم دبیرستان نداشت و مدرسه هم فقط یکی بود که اصلاً جماعت آن دوران اجازه تحصیل دختران را نمی‌دادند و می‌گفتند بچه‌ها فاسد می‌شوند ولی پدر چون روشنفکر بودند می‌گفتند بچه‌ها باید درس بخوانند البته من دیگر کلاس ششم ازدواج کردم.

علامه معتقد به ازدواج زود دختران بود

*چه زود؟

-بله در قم اینطور بود اما در تبریز دخترها بیست و اندی ساله ازدواج می‌کردند بهرحال حاج آقا معتقد به ازدواج زود هنگام بود خلاصه من سیزده سالگی عقد کردم یک تعداد شاگرد حاج آقا داشتند که برازنده و گلچین بودند مثل آیت‌الله جوادی آملی، حسن زاده آملی، محمدی گیلانی، آقای سید مرتضی جزایری و موسوی غفوری، شهید قدوسی، مطهری، باهنر و بهشتی و آیت‌الله سبحانی و ... اینها شب‌های پنج شنبه درس داشتند که در منازلشان هر هفته دوره‌ای بود.

با شهید قدوسی 14 سال تفاوت سنی داشتم

*پس خواستگار زیاد داشتید؟

-بله من از شش سالگی خواستگار داشتم (با خنده) آن زمان خیلی زود دخترها ازدواج می‌کردند. من با شهید قدوسی 14 سال تفاوت سنی دارم! بهرحال من کلاس سوم بودم که برادر شهید قدوسی از من خواستگاری کرده بود ولی حاج آقا گفته بودند که هنوز برای ایشان زود است خلاصه کلاس ششم دیگر با اصرار مرحوم مرتضی جزایری و دیگران پدر پذیرفتند آقای جزایری خیلی با علامه محشور بود خلاصه ایشان به پدر گفته بودند که آخر شما چه عیب و ایرادی به این پسر می‌گیرید؟ آقای قدوسی هم پسر آخوند ملااحمد اهل نهاوند بودند و آن زمان 26 سال داشتند خیلی برازنده بود و از نجف با حاج آقا آشنا بودند و بعد دیگر در نهاوند بودند اما حاج آقا گفته بودند که ما فقط عروس تحویل نمی‌دهیم یک مادر، زن، همسر، کدبانو باید تحویل دهیم که بنابراین شش سال برای او زود است و چند سالی گذشت تا ایشان رضایت دادند.

 

 

زمان ازدواجم گفتم، هر چه پدرم بگوید «پدر و مادر بد آدم را نمی‌خواهند»

*از ازدواجتان بگویید آیا راضی بودید؟

-بله همسرم خیلی مهربان بودند درست است که من بچه بودم اما بسیار مراعات مرا می‌کرد، قرار بود یک سال عقد کرده بمانیم بنابراین ایشان هم مثل مهمان می‌آمدند و می‌رفتند، خلاصه من یاد دارم که یک زمان می‌رفتم مدرسه که مادر گفتند زود برگرد، من هم دیدم که سماور بزرگ آتش کردند و بعد فهمیدم که عقد ماست! (خنده) البته از من پرسیده بودند که قرار است اینطور بشود و من رضایت داده بودم و گفتم هرچه حاج آقایم بگویند و پدر و مادر برای آدم بد نمی‌خواهند خلاصه چند نفر آمدند و ما عقد کردیم دیگر نه سفره عقد و چیزی مراسم خیلی ساده بود تا عقد هم ایشان را ندیده بودم.

گفتم قرار بود یک سال عقد کرد بمانیم که نزدیک سال، پدر آقای قدوسی فوت کردند این شد که عقدمان دو سال طول کشید نهاوندی‌ها هم مثل عرب‌ها رسم دارند یک سال دقیق سیاه پوشیدند و بعد از یک سال سورمه‌ای پوشیدند و باز خواهر بزرگشان مایل نبودند با این حال بعدش دیگر ما عروسی کردیم و به خانه همسر آمدیم. خطبه عقدمان را پدر آیت‌الله شبیری خواندند.

*قم ساکن شدید؟

-بله شهید قدوسی درس آیت‌الله بروجردی، آیت‌الله محقق داماد، امام خمینی (ره) می‌رفتند بنابراین باید اینجا ساکن می‌شدیم.

*مهریه‌تان چقدر بود؟

-خود پدر شوهرم ملکی قرار گذاشته بود و گفته بود من برای هر عروسم یک ملک گذاشتم برای من هم یک ملک مهر کردند بعد هم که دولت ملک را گرفت و به ما نرسید! البته نوبت خواهرم که شد خود شهید قدوسی به پدر گفتند که من راست و ریسش می‌کنم، شوهر خواهرم جواد مناقبی هم استاد دانشگاه و واعظ معروفی بودند که به دلیل مهریه من ایشان هم ملک مهر کردند. خلاصه من به خانه همسرم آمدم مشکلی با ایشان نداشتم درمورد کارهای منزل هم مادرم سختگیری‌هایی که کرده بود من به خوبی آشپزی و کار منزل یاد گرفته بودم اما خب خیلی لاغر و کوچک بودم.

*کی بچه دار شدید؟

-دو سال بعد از ازدواج پسرم محمدحسن به دنیا آمد که بعد هم شهید شد.

*خدا رحمت کند. خانواده همسرتان چطور بودند؟

-خانواده همسرم خیلی مهربان و خوب بودند ولی بسیار زیاد بودند و تفاوت ترک و فارس و اینها مشکلاتی را ایجاد می‌کرد ولی همیشه پدر و مادر به ما می‌گفتند که باید با آنها خوب رفتار کنم و با همه چیز کنار بیایم بنابراین مشکلی نداشتم همیشه منزل ما پر از مهمان بود از نهاوند، تهران و همدان برای ما مسافر می‌آمد و شهید قدوسی هم خیلی مهمان دوست بود خلاصه زندگی همین است دیگر.

خاطرات نمازهای صبح و تلاوت قرآن علامه طباطبایی

*خانم طباطبایی از ارتباط خوب به تعبیر برخی عاشقانه پدر و مادرتان زیاد شنیدیم به طوریکه گفتند زمانی که مادرتان به رحمت خدا رفتند پدر همیشه برسرمزارشان می‌رفتند، حتی مدام گریه می‌کردند، آیا اینطور بوده؟

-بله ارتباطتشان خیلی عالی بود من هیچ وقت بگومگوی آنها را نشنیدم خیلی سیاست داشتند حاج آقا دخترها را خیلی می‌خواستند و مادرم می‌گفت لوس می‌شوند و بعدها نمی‌توانند زندگی کنند ولی هیچ وقت به روی ما یا حاج آقا نمی‌آورد ولی من خودم متوجه می‌شدم مادرم با درایت، کاردان و زحمت کش بود، مطلقاً صبح بعد از نماز نمی‌گذاشتند ما بخوابیم انگار گناه بزرگی بود بنابراین بعد از نماز دیگر بیدار بودیم خوابمان می‌آمد شب‌ها هم دیر می‌خوابیدیم هر روز از خواب که بیدار می‌شدیم حاج آقا سر نماز بود و بعد از نماز با صدای بلند قرآن تلاوت می‌کرد ما هم نمازمان که تمام می‌شد می‌رفتیم کنار حاج آقا چرت می‌زدیم یادم می‌آید که بر کولشان پوستین بود چون آن زمان خانه‌ها بسیار سرد بود بنابراین تا سماور جوش بیاید و صبحانه آماده شود ما کنار حاج آقا بودیم خلاصه این کار هر روز ما بود صبحانه را مادر خیلی سریع آماده می‌کرد قدیم زندگی‌ها جم و جور بود و صبحانه نان و پنیر بود قم هم که پنیر نداشت ما از تبریز می‌بردیم، پنیر که نداشتیم باز نان خالی می‌خوردیم بچه‌ها اعتراض نمی‌کردند نان و چایی شیرین می‌خوردیم، بعد یادم می‌آید که مادرم با لب خندان پای سماور می‌نشست و برای ما چایی می‌ریخت.

یادم می‌آید که یک بار کوکو درست کردم و شور شد، علامه تعریف کردند و گفتند که دستپخت دختر من خیلی خوب است اما مادرم ناراضی بود ولی اعتراض نمی‌کرد.

 

علامه پس از ازدواجم بسیار گریه کرد

*علامه بین دختر و پسر فرق نمی‌گذاشتند؟

-خب قدیم‌ها پسرها دردانه بودند اما خانه  ما برعکس بود البته نه اینکه پسرها را ذلیل کنند خیر، ولی پدر معتقد بود که دختر ریحانه است منزل خود ما هم همینطور بود فکر می‌کنم شاید به این علت بود که مبادا بعدها دخترها زیردست بشوند، شبی که من عروسی کردم گریه کردم و گفتم باید خانم جان (مادرم) با من بیاید خلاصه اینها هم بندگان خدا با ما آمدند یک ساعت نشستند و رفتند مادرم می‌گفت که بعد از برگشتن تو پدر پای کمدت بسیار گریه کرده ایشان به طرز عجیبی شخصیت عاطفی بودند.

*دیگر چه چیزهایی باعث شد که پی ببرید ایشان عاطفی هستند؟

-قضایایی داریم درباره ارتباط حیوانات با علامه طباطبایی، شاید خیلی‌ها باور نکنند خانه ما اغلب یک حیوان خانگی مثل گربه بود حاج آقا تحمل ناراحتی حیوانات را نداشتند به حیوانات غذا می‌دادند ایشان در تابستان یک خانه‌ای اجاره کرده بودند راه آب داشت یک بچه گربه مدام آنجا سروصدا می‌کرد حاج آقا آنقدر راه رفتند و ناراحت بودند تا بچه گربه را پیدا کردند و به او غذا دادند این ارتباط ایشان با حیوانات بود دیگر چه رسد به انسان‌ها.

ارتباط علامه طباطبایی با دامادش

*بعد از ازدواج هم رابطه‌تان با علامه گرم و صمیمی بود؟

-بله البته حاج آقا به آقای قدوسی هم خیلی ارادت داشتند مثلًا ما تمام مسافرت‌هایمان با هم بود چون با هم، هم زبان هم بودند وقتی هم با هم بودند مدام بحث و سؤال و جواب داشتیم، دیگر ما خسته می‌شدیم هرزمان شهید قدوسی می‌آمدند حاج آقا هم تمام قد بلند می‌شدند آقای قدوسی هم هرگز در این مسافرت‌ها ایشان را با پیراهن و شلوار ندیدند، همیشه مقید بود لباس بپوشد و عمامه سر کند و همیشه دوزانو نزدیک درب اتاق می‌نشستند با این که حتی ما تابستان‌ها سه ماه کنار هم بودیم و به مشهد می‌رفتیم. البته آن وقت‌ها دیگر سال‌های آخر مادرم بود ایشان سال 43 بعد فوت کردند، حاج آقا با ما خیلی راحت بودند با بچه‌ها بسیار مأنوس بودند، آقای قدوسی هم خیلی مراعاتشان را می‌کرد بنابراین بعد از مادرم ایشان اذیت شد ولی وجود ما بسیار برایشان مؤثر بود.

*چند سال بعد از فوت مادر، علامه دوباره ازدواج کردند؟

-حدود سه یا چهار سال با اصرار ما ازدواج کردند چون خیلی نگران ایشان بودیم آقای قدوسی یک روز منزل آمد وبه من گفت شما مادرتان را از دست دادید پدرتان را هم ازدست می‌دهید. من گفتم چرا؟ گفتند که من منزل آنها بودم دیدم غذا را برایشان آوردند همینطور دست نخورده کنار گذاشتند ،خلاصه اصرار کردیم که ایشان ازدواج کنند خواهر استاد روزبه معروف که برای مدرسه علوی بودند، قبول کردند که با ایشان ازدواج کنند الان هم قم زندگی می‌کنند نزدیک ده ـ یازده سال با پدر زندگی کردند.

دست نوشته‌های علامه طباطبایی منزل دختر یکی از دوستان ایشان است

*از کسانی که آن دوران در قم با علامه درس و مباحثه داشتند چیزی به خاطر می‌آوردید، از کسانی با ایشان ارتباط داشتند مثل هانری کربن؟

-هانری کربن که تهران بودند و حاج آقا من را همراه خود می‌کرد و به تهران می‌آمدیم برای مباحثه با ایشان، آخر هفته‌ها منزل آقای ذوالمجد می‌ماندند من آنجا نمی‌رفتم منزل همشیره پدر می‌رفتم ناهار حاج آقا آنجا بودند و بعد می‌رفتند منزل احمد ذوالمجد و شب جلسه داشتند گاهی شب آنجا می‌ماندند و گاهی هم می‌آمدند نزد ما. الان همه جزوه‌ها و دست نوشته‌های سالیان سال علامه طباطبایی که مرتب شب‌های جمعه به تهران می‌رفتند منزل دختر آقای ذوالمجد است و ما درخواست کردیم که حتی این مطالب را به ما بدهند ما از روی آنها کپی بگیریم ولی قبول نکردند.

منزل علامه توسط یک فرد خیری دارالقرآن شده است

*الان دیگر دست نوشته‌ها و مطالبشان، عکس‌ها و آثارشان نزد شماست یا در منزلشان قم است؟ منزلشان هم که گویا دارالقرآن شده است؟

-بله دارالقرآن شده ولی تصور نمی‌کنم چیزی آنجا باشد البته دست ما هم نیست تقریباً یک سال و نیم است که خانه‌شان دارالقرآن شده از سوی یک فردی که من شنیده‌ام در تهران خانه مبل دارد و اهل خیر است و آنجا را دارالقرآن کریم کرده، سال گذشته هم ما را افطار دعوت کرده بود آنجا تا آن زمان منزل اخوی بزرگم آنجا بود و زمانی که برادرم فوت کرد تقریباً سه سال پیش آنجا را فروختند.

*خدا رحمت کند. پس الان شما و خواهرتان تنها فرزندان بازمانده علامه هستید؟

-بله برادر کوچکم در تبریز ساکن بودند که البته ایشان زودتر از برادر بزرگم فوت کردند و الان من هستم و خواهرم. بشر موجود ناشناخته‌ای است باید منصبی، مقامی یا مالی به دستش باشد تا مشخص شود چه در چنته دارد مثلاً خیلی چیزها همین دست نوشته‌های علامه را چرا نباید به دست بقیه بدهند؟ بگذریم...

*از شهید قدوسی بگویید ایشان رفتارشان با خانواده چطور بود؟

-شهید قدوسی بار اولی با من صحبت کرد به من گفت شما به منزل من آمدید و خانم این خانه هستید من موظفم همه امکانات را برای شما فراهم کنم و هیچ وظیفه‌ای ندارید حال اگر یک زنی آب به دست همسرش بدهد یا شرایط زندگی را برایش راحت کند دیگر علاقه خودش است و از او باید تشکر کرد بهرحال ایشان هم سیاست مدار بود من هم که نمی‌خواستم مجسمه باشم بهرحال کارهایم را انجام می‌دادم اما ایشان خوب بلد بود با افراد چگونه ارتباط برقرار کند من حتی همین الان همه که زانوهایم را عمل کردم و در راه رفتن مشکل دارم بازهم دوست ندارم به کسی دستور بدهد در هر کاری باید رضای خدا باشد این را پدر می‌گفتند که ما گاهی بنا نداریم برای خدا کار کنیم برای دل خودمان کار می‌کنیم و این کار بازدهی خوبی ندارد.

بهرحال ایشان انسان مرتبی بود یازده ـ دوازده سال ایشان درس پدر بودند، زمانی که منزل می‌آمدند من غذایشان را آماده می‌کردم چون خیلی درس داشتند، صبح تا ظهر می‌رفتند و بعد نماز و ناهار و بعد هم می‌رفتند تا شب، هفت ساعت هم شب کار می‌کردند، قدیم ساعت‌ها غروب کوک بود یعنی تا ساعت هفت شب هم کار می‌کردند تا آن ساعت مدام می‌نوشت و می‌خواند.

*چند سال با ایشان زندگی کردید؟

-27 سال البته از ابتدای انقلاب دیگر تهران بودیم و در قم زندگی نمی‌کردیم.

 

ادامه دارد...




نویسنده : لبیک
تاریخ : دوشنبه 93/2/1
زمان : 12:39 عصر
جوان برزیلی با جراحی خود را به شکل سگ درآورد!
نظرات ()

به گزارشوبگردی به نقل از  باشگاه خبرنگاران، این جوان برزیلی هزارها دلار برای این اقدام هزینه کرده است.






 





نویسنده : لبیک
تاریخ : چهارشنبه 93/1/27
زمان : 6:27 عصر
خیانت بارزترین مسئله در سریالهای ماهوارهای
نظرات ()

امروزه برخی دور هم بودن‌های خانوادگی تبدیل به دیدن سریال ها و فیلم های ماهواره ای شده است و پیام هایی که این سریال ها به مخاطب می دهند مناسب و در شان یک خانواده ایرانی نیست.

به گزارش جوان آنلاین، گوهر یسنا انزانی در خصوص مضرات ماهواره بر خانواده های ایرانی اظهارداشت: برنامه هایی که در ماهواره پخش می شود به دلیل آنکه با باورهایی که در کشور ما متفاوت است در خور دیدن نیست زیرا هر کشور و هر جایی برای خودش باورها، ارزش ها و سنت هایی دارد که آنها نیز برنامه هایی را شامل کارتون، فیلم ها و غیره برای تهاجم به فرهنگ بیگانه تدارک می بینند.
 
به گفته وی، این برنامه ها در ایران پخش می شود و به دلیل آنکه برخی از خانواده ها از ماهواره استفاده می کنند و حتی در جاهای دورافتاده و روستاها که باورهایشان با زندگی شهرنشینی نیز خیلی متفاوت است، خانواده ها ماهواره می بینند بنابراین فرهنگ بیگانه به راحتی در سبک زندگی شان اثر می گذارد. 
 

خیانت بارزترین مسئله در سریال‌های ماهواره‌ای
وی با بیان اینکه رفتارهایی که در مرحله اول در کودکی اتفاق می افتد بحث کارتون های کودکان است، گفت: حتی کارتون هایی که در گذشته مانند سیندرلا و سفید برفی پخش می شد یک سری باورهایی را در نسل گذشته دختران مانند اینکه یک شاهزاده ای می آید و ازدواج می کنم و آدمی می آید که من را خیلی خوشبخت می کند ایجاد کرده بود اما امروز آن کارتون ها جای خود را به کارتون هایی داده است که توام با پرخاشگری‌ست.
 
انزانی افزود: در کارتون های جدید خیلی موارد راحت تر بیان می شود و چنین مواردی باعث می شود کودکانی که هنوز در آنها رفتاری شکل نگرفته و پیامد چیزی را نمی دانند با دیدن این کارتون ها بخواهند رفتارهای آنها را انجام دهند.  
 
رئیس کمیته اجرایی انجمن بازی و ورزش کودکان ادامه داد: متاسفانه در حال حاضر فیلم ها و سریال های ماهواره ای مخاطب بیشتری از دید والدین دارد و وقتی پدر و مادر وابستگی شدید به دیدن این سریال ها که از شبکه های مختلف پخش می شود، دارند، فرزندان نیز ناخودآگاه پا به پای آنان والدین را همراهی می کنند.
 
این کارشناس ارشد روانشناسی تصریح کرد: اکثر این سریال ها با موضوعاتی نظیر خیانت، مصرف مواد مخدر، مصرف الکل و نیز بحث خشونت است که به شکل گسترده ای در سریال ها وجود دارد و کودکان نیز این برنامه ها را می بینند؛ در حالیکه کودکان بین 10 تا 12 ساله طبق نظریات روز دنیا پیامد درک رفتار را ندارند و در ناخودآگاهشان این مسائل می ماند.
 
وی اظهار کرد: در دوره بلوغ نیز که در حال حاضر سن آن در کشور کاهش داشته  است، غریزه جنسی فعال تر می شود و یک سری مواردی را که از سریال ها گرفته اند و در ناخودآگاهشان نقش بسته است برایشان مشکل آفرین می شود.
 
انزانی گفت: متاسفانه به دلیل عدم آگاهی والدین از بلوغ فرزندانشان شرایط خاصی برای دیدن برنامه های ماهواره صورت نمی گیرد و باعث می شود مواردی مانند خشونت و لجبازی در فرزندان بیشتر خود را نشان دهد. از سوی دیگر والدین وقت زیادی را برای بودن با فرزندانشان نمی گذارند و در حقیقت مهارت های ارتباطی در خانواده های ایرانی بسیار کاهش یافته است. 
 
این آسیب‌شناس اجتماعی ادامه داد: در گذشته خانواده ها به همراه هم به پارک و محل تفریحی می رفتند و غذایی با هم می خوردند اما امروزه اکثر این دور همی ها تبدیل به دیدن سریال ها و فیلم های ماهواره ای شده است و پیام هایی که این سریال های به مخاطب می دهند مناسب و در شان یک خانواده ایرانی نیست.
 
وی عنوان کرد: در گروه نوجوانی نیز وقتی بچه ها وارد می شوند به گونه ای می شود که هر حرفی همسالانشان بزنند برایشان حجت است که یکی از این موارد می تواند وجود ارتباط جنسی با هر کسی باشد که از طریق همسالان برای فرد مطرح می شود و اینکه هیچ مشکلی در این زمینه وجود ندارد.
 
این کارشناس ارشد روانشناسی افزود: الان این مسئله یک مقدار در نوجوانان ما باب شده است. همچنین اطلاعی درباره مواد مخدر ندارند و این در حالیست که مواد مخدر به اشکال مختلف حتی شبیه داروهای گیاهی و لاغری عرضه می شود که با شعار زودتر لاغرشدن است و می بینیم به دلیل آنکه این مواد آب بدن را زود تخلیه می کند حتی باعث مرگ افراد می شود.
 
انزانی ادامه داد: از سوی دیگر در ماهواره ها شاهد تبلیغ بیش از حد داروهای ترک اعتیاد هستیم و وقتی نوجوانان این تبلیغات را در ماهواره می بینند که خیلی راحت می شود لاغر کرد یا خیلی آسان می توان مواد مخدر را ترک کرد چون قدرت تجزیه و تحلیل درستی ندارند شاید پیش خود بگویند که ما می توانیم همه این کارها را انجام دهیم و سپس اقدام به ترک آن ها بکنیم.
 
وی تصریح کرد: وقتی ما در کلینیک ترک اعتیاد با این طیف از نوجوانان مواجه می شویم می بینیم که  مراجعه کنندگان بر خلاف عرف احساس کرده اند که می توانند راحت معتاد یا چاق شوند و بعد هم با این داروهای ماهواره ای می توانند ترک اعتیاد کنند یا لاغرشوند.
 
وی هشدار داد: چنین تبلیغاتی سبب می شود که یک سری رفتارهای اعتیادی نیز در افراد شکل بگیرد مانند عادت بازی با موبایل، عادت اس ام اس دادن به دیگران یا عادت صحبت کردن طولانی با دیگران که متاسفانه در خانواده هایی که مهارت های ارتباطی وجود ندارد خیلی زودتر در حال شکل گرفتن است.
 
به گفته انزانی، این مسئله به دلیل آن است که خانواده درگیر فیلم ها و سریال های ماهواره ای است و در حقیقت اعتیاد به این فیلم ها پیدا کرده است و نتوانستند آن ارتباط کافی را با فرزندانشان داشته باشند بنابراین مهارت های زندگی را آموزش نمی دهند و همین مسئله سبب متلاشی شدن بنیان بخشی از خانواده ها شده است که به عنوان نمونه مسئله خیانت را خیلی قوی در خانواده ها مشاهده می کنیم.




نویسنده : لبیک
تاریخ : چهارشنبه 93/1/27
زمان : 3:47 عصر




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

Reba.ir

کد بارشی


رفتـــ 25
تحلیل آمار سایت و وبلاگ